هميشه يک سرباز بايد بازي را شروع کند.
به جز حرکت دادن اسب در ابتداي بازي (که ميتواند از روي مهرههاي جلويي بپرد) بازيکن مجبور است بازي را با يک سرباز شروع کند که معمولا بهتر از حرکت دادن اسبهاست.
اگر شما يک شخصيت معروف باشيد ميتوانيد از شهرت و قدرت خود استفاده کنيد تا مثل مهرهي اسب از ساير رقبا خيلي زود جلو بزنيد در غير اين صورت نميتوانيد از روي کسي بپريد بلکه بايد با صبر و استراتژي آنها را پشت سر بگذاريد. اين يعني اکثر افراد مثل يک سرباز ضعيف از صفر شروع ميکنند و هر آن چه بعدا به دست ميآورند نتيجهي تلاش و کوشش آنهاست.
اول کار ميتوانند دو خانه به جلو بپرند.
هر سرباز ميتواند اولين حرکت خود (يعني همان ابتداي بازي) دو خانه به جلو حرکت کند ولي در حرکتهاي بعدي فقط يک خانه.
روزهاي اول وبلاگنويسي را به خاطر داريد؟ ذوق خاصي در وجود شما باعث ميشود وقت زيادي روي وبلاگتان صرف کنيد، تمام نظرات را پاسخ دهيد و همه چيز را به دقت بررسي کنيد. اما به مرور زمان ميبينيد امکان اينکه هميشه اين قدر وقت صرف وبلاگ کنيد را نداريد و کم کم ذوق شما فروکش ميکند. پس به خاطر داشته باشيد در همان ماههاي اول ميخ خود را محکم بکوبيد!
اکثر آنها از بازي حذف ميشوند.بيشتر سربازها در ميانهي بازي توسط مهرههاي قويتر حذف ميشوند. سربازها با ساير مهرهها درگير ميشوند ولي همه چيز در نهايت به شاه ختم ميشود.
با گذشت زمان و فروکش کردن ذوق اوليه خيلي از وبلاگ نويسها به دلايل مختلف مثل وقت گير بودن در عين بيدرآمد بودن، نداشتن مطلب خوب براي انتشار و… دست از اين کار ميکشند و فقط آنهايي در ميدان باقي ميمانند که حرفي براي گفتن دارند.
تعداد کمي از آنها تا آخر ادامه ميدهند و قدرتمند ميشوند.
در شطرنج هر مهرهي سربازي که بتواند خود را به آخرين رديف (رديف هشتم) صفحه بازي برساند تبديل به وزير ميشود. ضعيفترين مهره قدرتمندترين مهره ميشود! او ميتواند مثل وزير در هر جهت و هر اندازه که ميخواهد حرکت کند.
حتما متوجه منظورم شدهايد. فقط بلاگرهايي که سختي و رنجها را تحمل ميکنند و با کوشش و پشتکار جلو ميروند مشهور و قدرتمند ميشوند.
قبل از اينکه قدرتمند شوند همه به آنها حمله ميکنند.
قبل از اينکه سرباز به آن طرف برسد و به قدرتمندترين مهره تبديل شود تمام مهرههاي ديگر به او حمله ميکنند تا از اين اتفاق جلوگيري کنند. اين يک جنگ استراتژيک است.
وقتي شما در حال قدرتمند شدن هستيد سايرين به شما حمله ميکنند و سعي ميکنند شما را از ميدان رقابت حذف کنند تا بتوانند خود را بالا نگه دارند. به آنها اجازه ندهيد اين کار را بکنند! شما راحت اين مقام را بدست نياوردهايد که راحت آن را از دست بدهيد.
اين يک تفاوت است، شما حق انتخاب داريد ولي سربازان شطرنج نه!
سربازان شطرنج فقط مهرههايي هستند که کس ديگري آنها را جابهجا ميکند و کنترل خود را در اختيار ندارند.
شما سرباز شطرنج نيستيد، خودتان راهتان را انتخاب ميکنيد و با اعمالتان موفقيت يا شکست را شکل ميدهيد. اگر توانايياش را داشته باشيد ميتوانيد در اولين حرکت به جاي دو خانه ده خانه به جلو برويد، کسي جلوي شما را نگرفته است!
البته شطرنجبازان حرفه ای به جای استفاده از کلمه ی سرباز از پیاده استفاده می کنند!
زماني كه شيخ بايزيد بسيار مشهور بود و مردم شيفته او بودند ، خدا به او گفت: «مي داني اگر اسرارت را فاش كنم ، مردم تو را سنگسار خواهند كرد؟»
بايزيد در جواب گفت: «تو مي داني اگر اسرار فيض و رحمتت را به مردم بگويم ، ديگر كسي تو را اطاعت نخواهد كرد؟»
آن دو با هم به توافق رسيدند كه اسرار يكديگر را فاش نكنند!
در خاطرات چارلي چاپلین آمده است كه چارلي چاپلين به دليل مشكلات روحي به روان پزشكي ناشناس مراجعه كرد .
روان پزشك پس از معاينه بيمار به او گفت كه داراي افسردگي و بيماري روحي هستي و چارلي چاپلين از او راه درمان را پرسيد . دكتر جواب داد : «راه حل مشكل تو شادي و نشاط است» و پس از آن به او توصيه اكيد كرد كه برنامه هاي طنز پديده جديد ،كه مردم از اوسخن مي گويند را تماشا كند .
چارلي از او پرسيد نام اين پديده چيست و پزشك گفت «چارلي چاپلين» .
چاپلين نگاهي به پزشك كرد و با لبخندي تلخ با او خداحافظي كرد.
يکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود ، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد .
او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود ، بی اختيار ايستادم . مشاهده فردی که اين چنين در حفظ و تميزی ماشين خود می کوشد مرا مجذوب کرده بود .
مرد جوان پس از تميز کردن ماشين و تنظيم آيينه های بغل ، راهش را گرفت و رفت ، چند متر آن طرفتر در ايستگاه اتوبوس منتظر ايستاد .
رفتار وی گيجم کرد . به او نزديک شدم و پرسيدم مگر آن ماشينی را که تميز کرديد متعلق به شما نبود ؟
نگاهی به من انداخت و با لبخندی گفت : من کارگر کارخانه ای هستم که آن ماشين از توليدات آن است . دلم نمی خواهد اتومبيلی را که ما ساخته ايم کثيف و نامرتب جلوه کند .
..............
.......
... حال مقایسه کنید عملکرد ملت ما را!!
هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد با مشکل کوچکی روبرو شد . آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای جاذبه کار نمی کنند ، جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد. برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب کردند . تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید ، دوازده میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه می نوشت زیر آب کار می کرد ، روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و در دمای زیر صفر تا سیصد درجه ی سانتیگراد کار می کرد ...
روس ها راه حل ساده تری داشتند ...
آنها از مداد استفاده کردند!!
حسین جان .. مطلبت خیلی خوب و جالب بود .... و در آخر مطلبت ، به نکته ی خوبی اشاره کردی
واقعا چرا پس از گذشت 19 سال از جنگ علیه عراق، هنوز هم وضع اقتصاد، کشاورزی، صنعت و اشتغال در کشور ما اینگونه است؟
آیا دو دهه فرصتی کافی برای یک خیزش عظیم نیست؟ .. آیا کشور ما در جنگ به اندازه ی آلمان و ژاپن و فرانسه در جنگ دوم جهانی ضربه دید؟ نه ... به هیچ وجه ...
آیا کشور ما از آلمان شکست خورده و غارت شده در جنگ جهانی اول، ویرانه تر بود؟
در آلمان در سال 1922 ، اقتصاد ورشكست شد و 4 تریلارد مارک آلمان معادل یک دلار بود ... و این یعنی ویرانی تمام کشور ... اما وقتی هیتلر در سال 1933 به روی کار آمد، با یک برنامه ی چهارساله ی توسعه توانست تعداد بیکاران را از 6 میلیون نفر(در یک کشور 30 میلیونی) به کمتر از دویست هزار نفر برساند .. و تولیدات کشاورزی و صنعتی را چندین برابر کند .. و برای وابسته نبودن به دیگر کشورها، از منابع عظیم زغالسنگ آلمان برای تولید بنزین و پلاستیک مصنوعی استفاده کرد و دیگر به هیچ کشوری وابسته نبود ... و این ها همه جدای میلیاردها دلار تسلیحاتی بود که ساخت و همه در نوع خود در جهان بینظیر بودند ... و در اين 4 سال به قدري پيشرفت كرد كه ديگر از هزينه هاي جنگ نمي ترسيد ... اگر کسی به آلمان دوران هیتلر می رفت ، گمان می کرد به یک کندوی عسل داخل شده که همه به شدت در آن کار می کنند .
يك مثال ديگر مي زنم: شوروي پس از انقلاب اكتبر 1917 و كنار كشيدن از جنگ (امضاي قرار داد با آلمان) به بهاي از دست دادن 30 الي 40 درصد از جمعيت و منابعش ، يك كشور ويران شده بود. درگيري هاي داخلي نيز تمام توان مردم و دولت را گرفته بود. در جريان اين درگيري ها و قحطي پس از جنگ، 13 ميليون تن مردند و توليد صنعتي به 15 درصد سال 1913 رسيده بود. اما استالين با برنامه هاي 5 ساله ي توسعه اش از سال 1928 ، چشم هاي همه را خيره كرد: پس از 2 سال به بيكاري خاتمه داده شد . در برنامه ي دوم ، 500 هزار تراكتور و 500 هزار كومباين و ماشين باري بين كشاورزان توزيع شد و در زماني كوتاه ، 5 ميليون دهقان ، دوره تكنيسيني گذراندند و درصد باسوادان به بالاي 80 درصد رسيد. سيستم كوپني برچيده شد. در 10 سال اول حدود 6 هزار كارخانه جديد شروع به كار كردند و توليدات جدید 80 درصد تمام توليدات را شامل شدند. ... و همه ي اين ها در دو برنامه ي اول 5 ساله انجام شد و با شروع برنامه هاي بعدي، روسيه شروع به تشكيل بزرگترين ارتش جهان با 400 لشگر كرد(بيشتر از مجموع تمام ارتش هاي فرانسه، آلمان، انگليس و ژاپن در آن زمان) ، شروع به اكتشافات فضايي كرد و ... بله تنها در چند سال .
و در ژاپن پس از جنگ نیز، مردم موافقت کردند که روزانه 2 ساعت بیشتر بدون حقوق کار کنند تا کشورشان به این جا رسد .. در حالی که میانگین کار مفید در ایران روزی 39 دقیقه است(بنا بر اعلام بانک جهانی) ... و همه از لحظه ي شروع كار، دنبال راهي هستند كه از زير كار فرار كنند.....
... این است تفاوت ما با آنها ... بعد از گذشت 20 سال از جنگ ، درصد بيكاران سال به سال افزايش مي يابد ... ما هنوز هم در بيشتر اقلام مورد نيازمان وابسته با ديگران هستيم ... در بنزين، مواد پتروشيمي، ماشين آلات سنگين، وسايل الكترونيكي، ميوه و گوشت و مرغ و .. حتي آن تسبيحي كه با آن ذكر مي گوييد هم اگر تسبيح مرغوبي باشد، ساخت تايوان است! و اين واقعيتي تلخ است براي كشوري كه همه ي پتانسيل هاي لازم براي تبديل شدن به يك قطب اقتصادي داراست: جمعيت فراوان، منابع معدني و سوختي بسيار، زمين هاي كشاورزي و ... و ماهايي كه 4-5 سال ديگه به عنوان "مهندس" فارغ التحصيل مي شويم ، هيچ آينده ي شغلي روشني برايمان متصور نيست!
ای کاش مسئولین مملکت، به جای شعارهای رنگارنگ، کمی هم به فکر عمل بودند ...
... يادم مي آيد كه 2 سال پيش يكي از مسئولين عالي رتبه كشورمان به استان هرمزگان رفته بود و در آنجا علت نبود شبكه ي آب شهري در بيشتر اين استان را "كم كاري هاي رژيم پهلوي!!!" اعلام كردند ... و كسي نپرسيد كه "آيا 30 سال كافي نيست؟؟" ...
Don’t wash your dirty lining in public:
سفره ی دلت رو جلو هر کی باز نکن
Be behind the 8 ball: تو مخمصه گیر کردن
سوال امتحان پايان ترم فيزيك دانشگاه كپنهاك دانمارك :
چگونه مي توان با يك فشارسنج ارتفاع يك آسمانخراش را محاسبه كرد؟
پاسخ يك دانشجو : «يك نخ بلند به گردن فشارسنج مي بنديم و آن را از سقف آسمانخراش به سمت زمين مي فرستيم . طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمانخراش خواهد بود. »
اين پاسخ ابتكاري چنان ممتحن را خشمگين كرد كه دانشجو را رد كرد. دانشجو با پا فشاري بر اين كه پاسخش درست است به نتيجه امتحان اعتراض كرد. دانشگاه يك داور مستقل را براي تصميم درباره ي اين موضوع تعيين كرد. داور دانشجو را خواست و به او 6 دقيقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهي بيان كند تا معلوم شود كه با اصول اوليه فيزيك آشنايي دارد.
دانشجو 5 دقيقه غرق تفكر ساكت نشست. داور به او يادآوري كرد كه وقتش در حال اتمام است. دانشجو پاسخ داد كه چندين پاسخ مناسب دارد اما ترديد دارد كدام را بگويد. وقتي به او اخطار كردند كه عجله كند چنين پاسخ داد:
« اول اينكه مي توان فشارسنج را برد روي سقف آسمانخراش، آن را از لبه ي ساختمان پايين انداخت و مدت زمان رسيدن آن به زمين را اندازه گرفت. ارتفاع ساختمان مساوي يك دوم g ضربدر t به توان دو خواهد بود. اما بيچاره فشارسنج. »
يا « اگر هوا آفتابي باشد مي توان فشارسنج را عمودي بر زمين گذاشت و طول سايه اش را اندازه گرفت و سپس با يك تناسب ساده ارتفاع آسمانخراش را بدست آورد. »
« اما اگر بخواهيم خيلي علمي باشيم ، مي توان يك تكه نخ كوتاه به فشارسنج بست و آنرا مثل يك پاندول به نوسان درآورد، نخست در سطح زمين و سپس روي سقف آسمانخراش. ارتفاع را از اختلاف نيروي جاذبه مي توان محاسبه كرد. »
«يا اگر آسمانخراش پله اضطراري داشته باشد ، مي توان ارتفاع ساختمان را با بارومتر اندازه زد و بعد آن ها را با هم جمع كرد. »
« البته اگر خيلي گير باشيد مي توان از فشارسنج براي اندازه گيري فشار هوا در سقف و روي زمين استفاده كرد و اختلاف آن بر حسب ميلي بار را به فوت تبديل كرد تا ارتفاع ساختمان بدست آيد. »
« ولي چون هميشه ما را تشويق مي كنيد كه استقلال ذهني را تمرين كنيم و از روش هاي علمي استفاده كنيم ، بدون شك بهترين روش آنست كه در اتاق سرايدار را بزنيم و به او بگوييم :اگر ارتفاع اين ساختمان را به من بگويي يك فشارسنج نو و زيبا به تو مي دهم. »
اين دانشجو كسي نبود جز "نيلز بور" ، تنها دانماركي كه موفق شد جايزه نوبل در رشته فيزيك را دريافت كند .
منبع: نسل سوم – روزنامه جام جم
سلام
دفترچه های کنکور امسال هم منتشر شد ... مطالبی رو که به دانشگاه ما مربوط می شد رو این جا آوردم ... خودتون بخونین و قضاوت کنین ...
چند نکته:
ـ پذیرش دوره ی روزانه از تعداد حدود ۲۶۰۰۰ به ۲۱۰۰۰ نفر تقلیل یافت که در نوع خودش عجیبه ... البته تعداد پذیرش غیر انتفاعی و پیام نور به ارقام نجومی رسیده ... هر شهری ۴-۵ تا موسسه ی غیر انتفاعی داره که سر جمع ۱۴۰ تا در کل ایران میشه!!!
ـ دانشگاه ما امسال دانشجوی شبانه نمی گیره ... که یه جور عقب گرده وحشتناکه
ـ بعد از اینکه در دفترچه ی کنکور کارشناسی ارشد نوشته شد که "خوابگاه نداریم" و دانشگاه ما تنها دانشگاه ایران بود که این کار رو انجام داد ٬ این مورد در دفترچه ی کنکور کارشناسی هم دیده می شه ...
متن عکس بالا:
دانشگاه صنعت آب و برق (شهید عباسپور) - وابسته به وزارت نیرو :
۱ـ وزارت نیرو از بابت بورس و استخدام و اشتغال به کار دانش آموختگان این دانشگاه هیچ گونه تعهدی ندارد.
۲ـ در هر رشته ۲۰ ٪ ظرفیت به خواهران اختصاص دارد.
۳ـ این دانشگاه امکان تأمین مسکن و خوابگاه برای دانشجویان اعم از خواهران و برادران را ندارد.
۴ـ دانشجویان از امکانات کمک آموزشی در حد امکان مشابه سایر مراکز آموزش عالی کشور و یک وعده غذا (۵ روز در هفته) برخوردار می باشند.
توجه: اسامی رشته ها در دفترچه امسال٬ بر حسب حروف الفباست ... اینه که برق رو جلوتر از مکانیک نوشتن...
گروه ۹۹
روزی پادشاه در کاخ امپراتوری قدم می زد . هنگامی که از آشپزخانه عبور می کرد ، صدای ترانه ای را شنید . به دنبال صدا ، پادشاه متوجه یک آشپز شد که روی صورتش برق سعادت و شادی دیده می شد .
پادشاه بسیار تعجب کرد و از آشپز پرسید : چرا اینقدر شاد هستی ؟ آشپز جواب داد : قربان ، من فقط یک آشپز هستم . تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم . ما خانه حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم . بدین سبب من راضی و خوشحال هستم .
پس از شنیدن سخن آشپز ، پادشاه با نخست وزیر در این مورد صحبت کرد . نخست وزیر به پادشاه گفت : قربان ، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست . اگر او به این گروه نپیوندد ، نشانگر آن است که مرد خوشبینی است .
پادشاه با تعجب پرسید : گروه 99 چیست ؟
نخست وزیر جواب داد : اگر می خواهید بدانید که گروه 99 چیست ، باید چند کار انجام دهید : یک کیسه با 99 سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذارید . به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست .
پادشاه بر اساس حرفهای نخست وزیر فرمان داد یک کیسه با 99 سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند .
آشپز پس از انجام کارها به خانه باز گشت و در مقابل در کیسه را دید . با تعجب کیسه را به اتاق برد و باز کرد . با دیدن سکه های طلایی ابتدا متعجب شد و سپس از شادی آشفته و شوریده گشت . آشپز سکه های طلایی را روی میز گذاشت و د آنها را شمرد . 99 سکه ؟ آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است . بارها طلاها را شمرد . ولی واقعا 99 سکه بود . او تعجب کرد که چرا تنها 99 سکه است و 100 سکه نیست . فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست ؟ شروع به جستجوی سکه صدم کرد . اتاق ها و حتی حیاط را زیر و رو کرد . اما خسته و کوفته و ناامید به این کار خاتمه داد .
آشپز بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر بدست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به یکصد سکه طلا برساند .
تا دیروقت کار کرد . به همین دلیل صبح روز بعد دیرتر از خواب بیدار شد و از همسر و فرزندش انتقاد کرد که چرا وی را بیدار نکرده اند . . آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند . او فقط تا حد توان کار می کرد .
پادشاه نمی دانست که چرا این کیسه چنین بلایی برسر آشپز آورده است و علت را از نخست وزیر پرسید .
نخست وزیر جواب داد : قربان ، حالا این آشپز رسما به عضویت گروه 99 درامد . اعضای گروه 99 چنین افرادی هستند : آنان زیاد دارند اما راضی نیستند . تا آخرین حد توان کار می کنند تا بیشتر بدست آورند . آنان می خواهند هر چه زودتر " یکصد " سکه را از آن خود کنند . این علت اصلی نگرانی ها و آلام آنان می باشد . آنها به همین دلیل شادی و رضایت را از دست می دهند و البته همین افراد اعضای گروه 99 نامیده می شوند .
ضمن سلام خدمت بازدید کننده های عزیز ظاهرا با معرفی یکی از شهر های ایران در هر هفته استقبال شده با توجه به اینکه بیشترین درصد نویسنده ها رو بچه های تهرانی اختصاص می دن یشنهاد می دم معرفی اولین شهرو به تهران اختصاص بدیم .
با عرض پوزش از اینکه چند روزه ضرب المثل پست نکردم
به نظر شما معنی ضرب المثل های پایین چی می تونه باشه می تونین رو ادامه ی مطلب کلیک کنین!!
1-Absence makes the heart grows fonder
2-Keep hassling somebody
3-The little people
*****************************متشکرم ازانتقاداتتون**************************
ادامه مطلب>>>
روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد:
استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم:
جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
پروفسور محمود حسابي
سلام دوستان
این مطب به نظرم جالب بود امید وارم خوشتون بیاد
بزرگترین هواپیما در جدیدترین فرودگاه

پرواز آزمایشی ایرباس آ ۳۸۰ سوپر جمبوجت در فرودگاه سووارناب هومی بانکوک بدون مشکل به پایان رسید. با این پرواز، بزرگ ترین وسیله نقلیه هوایی در سی و هشتمین فرودگاه بطور موفقیت آمیز مورد آزمایش قرارگرفت بنا به گزارش آژانس خبری تایلند، این پرواز آزمایشی که حامل پنج خدمه و سرنشینان غیرواقعی بود با چند دقیقه تاخیربه زمین نشست.
ریچارد کارکیلت مدیر بازاریابی محصولات در کنفرانس مطبوعاتی اظهار کرد: پرواز آ ۳۸۰به بانکوک، بخشی از فروش های جاری ایرباس با حمل و نقل ملی به خطوط بین الملی تایلند بود که سفارش این شش فروند در راستای سازگاری آن با فرودگاه جدید بانکوک بوده است.
ایرباس انتظار داشت که آ ۳۸۰ جدیدترین هواپیمای مسافربری با ظرفیت ۵۵۵ مسافر است، در عرض یک هفته بتواند از آژانس امنیت پرواز اروپا و اداره هوانوردی فدرال آمریکا مجوزهای لازم را دریافت کند.
بعد از آن ۱۶۶ فروند ا ۳۸۰ در جهان شامل شش فروند توسط تای ایرویز سفارش داده شده است. هرچند که حالا این سفارش با وجود تاخیر در تولید و تغییرات ماه سپتامبر دولت تایلند در دست بررسی می باشد .هواپیمایی تایلند تصمیم داشت که از هواپیماهای مذکور را در مسیرهای پر ترددش از بانکوک به فرانکفورت، لندن و پاریس استفاده کند.
کارکیلت اضافه کرد، که از تحویل به موقع شش فروند آ ۳۸۰ به خطوط هوایی تا سال ۲۰۱۱ مطمئن شده است.
فرودگاه تازه تاسیس سووارناب هومی بانکوک که با تاخیرهای پیاپی در ۲۸ سپتامبر افتتاح شده، جدیدترین فرودگاه دنیا
و سازگار با ایرباس آ ۳۸۰ ساخته شده است.
کوروش کبیر را می توان براستی نخستین و یکی از بزرگترین فرمانروایان آشتی خواه جهان دانست.
... مقاله ی پیش رو داستان کوروش را در تاریخ ، قرآن و تورات بیان می کند ... جالب است که خیلی ها (از جمله خودم) تا به اکنون نمی دانستم که در قرآن از پادشاه باستانی ما کوروش کبیر یاد شده است (تحت نام ذوالقرنین) ...
حالا که یک عده دست کمر به تخریب میراث چند هزار ساله ی تمدن ایران تحت عنوان " آب گیری سد سیوند " بسته اند ، بر ماست که علاوه بر شناخت این میراث ، در جهت حفظ و حمایت از آن برآییم ...

((( مقاله در ادامه ی مطلب)))
این هم متن منشور حقوق بشر کوروش کبیر که بر سر در سازمان ملل نوشته شده :
(فایل به صورت zip شده با ظرفیت ۱۳۰ KB )
===================>>> نظر یادتون نره <<<===================
ادامه مطلب>>>
![]() | |
|
عربهای کشورهای حاشیه خلیج فارس از هیچ کاری برای ایجاد جذابیت توریستی رویگردان نیستند. هر روز خبری در این زمنیه به گوش میرسد ، یک روز جزایر مصنوعی و روز دیگر موزه به سبک لوور! | |
ادامه مطلب>>>
فوربس در تازهترين گزارش خود، به معرفي 15نفر از افرادي كه از سال 1950 تاكنون جهان ما را دستخوش تحولاتي شگرف كردهاند، پرداخته است در اين فهرست، در كنار كساني چون مخترعان شبكه جهاني اينترنت و ريزتراشه اسم ميخاييل گورباچف به عنوان پايانبخش كمونيسم و اسم ميلتون فريدمن بنيانگذار سياستهاي اقتصادي جديد به چشم ميخورد!
در دهه 70 ميلادي، وزير امور خارجه وقت آمريكا، هنري كيسينجر، از نخستوزير وقت چين چوئن لاي درباره پيامدهاي عمده انقلاب فرانسه پرسيد. گفته ميشود چو چنين پاسخ داد: «خيلي زود است كه جواب دهم.»
نكتهاي كه در پاسخ چو نهفته بود، مشكل اساسي در تعيين مهمترين رويدادهاي تاريخي است.
هيچ يك از ما نميتوانيم پيشبيني كنيم جهان در آينده به چه سمتي پيش ميرود و رويدادهايي كه امروز شگفتانگيز و تاريخي به نظر ميرسند، ممكن است در جاده زمان رنگ ببازند و كماهميت شوند. به عنوان مثال اسكوتر اختراع شده توسط دين كامن را در نظر بگيريد. تا همين چند سال پيش، اين وسيله به عنوان پديدهاي شگفتانگيز در صنعت حملونقل جهان قلمداد ميشد و وسيلهاي بود كه طراحي همه شهرهاي جهان را ميتوانست دستخوش تغيير كند. اما امروز از رونق اوليهاش بسيار كاسته شده و براي همه عادي شده است.
بقيه در ادامه متن...
ادامه مطلب>>>
سلام به همه ي دوستان عزيزم؛
در قسمت ادامه ي مطلب، ليست اسامي 198 تا از كشورهاي دنياست.
(نمي دونم كل كشورهاست يا نه !!)
بجز تعدادي از آنها معني نام كشورها به همراه زباني كه
ريشه ي آن نام در اصل از آن گرفته شده، آورده شده؛
اگه علاقمند بوديد يه نگاه بندازيد.
مرسي به اميد ديدار
ادامه مطلب>>>
يه توضيحاتي رو لازم مي دونم اضافه كنم:
به نظر من مسبب همه ي اين سختگيري ها و آمار بالاي افتاده ها ، شخص معاون آموزشي دانشگاه است ...
ايشون چند ماه قبل طرحي رو براي تصويب به شوراي معاونين دانشگاه بردند به عنوان "طرح يكسان سازي نمرات" . بر طبق اين طرح ، معدل نمرات در هر درس ، نبايد از حد خاصي (احتمالا ۱۳) بالاتر رود .. و اين به اين معني ست كه :
۱.امتحان بايد خيلي سخت گرفته شود تا نمرات از يك حدي بالاتر نرود
۲.به دانشجويي كه نمره ي پاييني مثل ۳و۴ و۶ مي گيرد نبايد ۹.۵ داد زيرا در اين صورت معدل نمرات از حد مورد نظر بالاتر ميرود
اين طرح در حال اجراست و وقتي از آقاي ابراهيمي(حل تمرين مدار) سوال ميشود كه اين امتحان چرا اين قدر سخت بود مي گويد: سيستم آموزشي دانشگاه اين را ميخواهد.
در آخر صحبتي را از معاون آموزشي دانشگاه نقل ميكنم كه در مصاحبه ي چاپ نشده ي ما (نشريه پژواك ) با ايشان گفته شد : ‹‹ ما نميتوانيم به دانشجو الكي نمره بدهيم .. شما در نظر بگيريد كه درس استاتيك در اين دانشگاه توسط چند استاد ارائه ميشود . يك استاد به دانشجويش نمره ي ۱۷و۱۸ ميدهد(توكلي) و ديگري نمره ي ۱۰و ۱۱ (سديفي) . ما از آن استاد اول ميخواهيم كه نمراتش را مانند دومي به ۱۰و۱۱ تبديل كند ..... ››
و چه خوب سياست هاي ايشان بر روي ۸۵ اي ها اجرا شد ...
=====================>>> نظر یادتون نره <<<=====================
با پیشرفت تکنولوژی و علوم مختلف هر روز شاهد شگفتی تازه ای در پیشرفت علوم بشری هستیم محسوس ترین این شگفتی ها درعلومی چون برق،الکترونیک و کامپیوتر مشاهده می شود ایده هایی که شاید از یک سوال پیش و پا افتاده و تمسخر آمیز مطرح شده و به شگفتی بزرگی بینجامد:
يكي از ايده هاي جديد توليد انرژي، انتقال انرژي خورشيدي از سطح ماه بصورت بي سيم است. اصول اوليه اين طرح توسط دكتر ديويد كريسول (Dr. David Criswell) محقق دانشگاه هوستون تگزاس و مديرمؤسسه Space Systems Operations ارائه شده است. بر اساس اين طرح، ابتدا مجموعه اي بسيار وسيع از سلولهاي خورشيدي بر سطح ماه (كه هميشه به طرف زمين است) قرار داده ميشوند تا نور خورشيد را به انرژي الكتريكي تبديل كنند. سپس انرژي الكتريكي حاصله به يك فرستنده مايكروويو ارسال ميشود تا به امواج راديويي در فركانس 2.5 گيگاهرتز تبديل شده و از آنجا بوسيله آنتنهاي با پهناي بيم (beam) بسيار باريك بطرف زمين ارسال گردد. در سطح زمين اين امواج الكترومغناطيسي پر قدرت بوسيله آرايه هاي بسيار بزرگ (very large array) از آنتنهاي مايكروويو دريافت شده و دوباره به انرژي الكتريكي تبدِل ميشوند. همچنين بخشي از اين امواج توسط ماهواره هاي مخصوصي كه در اطراف كره زمين قرار خواهند گرفت به نقاط ديگر كره زمين كه در ديد مستقيم ماه نمي باشند منعكس ميشوند.
در واقع تبديل انرژي الكتريكي به امواج الكترومغناطيسي اين امكان را ميدهد تا انرژي بصورت بي سيم از يك نقطه به نقطه ديگر منتقل شود و در نقطه مقابل پس از دريافت امواج الكترومغناطيسي با انجام عمل عكس، انرژي ااكتريكي مجدداً توليد گردد (به اين روش اصطلاحاً power beaming ميگويند). تقريباً اساس تمام سيستمهاي انتقال برق بدون سيم بر همين پايه استوار است. البته واضح است كه بازدهي چنين سيستمهايي در مقايسه با انتقال برق در خطوط برق بسيار پايين است چون مقدار زيادي از انرژي در تبديل برق به امواج الكترومغناطيسي و بالعكس تلف ميشود و بعلاوه مقداري ازانرژي موجود در امواج نيز در فرايند تشعشع وانتقال در محيط (اتمسفرزمين) به هدر خواهد رفت. بااين وجود، دكتر كريسول در مقالات مختلفي كه ارائه كرده ( منجمله مقاله 1 و مقاله 2) بصورت تحليلي به اين مسائل اشاره كرده و با محاسبات مختلف ادعا نموده است كه ميزان انرژي توليد شده با احتساب تمام اين تلفات و مخارجي كه صرف ساخت و نصب تجهيزات خواهد شد باز مقرون به صرفه خواهد بود و تنها به كسري از يك سنت براي توليد يك كيلو وات بر ساعت برق خواهد رسيد. البته دانشمندان ناسا نيز ايده هاي مشابهي مثل قرار دادن مجموعه اي از سلولهاي خورشيدي و يا حتي صرفاً صفحه هاي منعكس كننده نور در مدار كره زمين ارائه كرده اند كه بحث بر سر اينكه كدام روش مناسبتر است هنوز ادامه دارد.
به طور حتم براي شما هم پيش اومده باشه که بخواهید در هنگام تايپ متن در نرم افزار Microsoft Word از اعداد کسري يا اعداد رادیکالی و با به طور کلي از فرمول ها و اشکال هاي مختلف ریاضی در متن خودتون استفاده کنید. به صورت پيش فرض اين قابليت در نرم افزار Word غير فعاله. با استفاده از اين ترفند ميتونيد اين بخش روبه محيط Word اضافه کنید و از امکانات بي نظير و واقعا کاربردی اين بخش استفاده کنيد. یکی از مهمترین دلایلی که من این ترفند رو نوشتم این بود که نیاز بهش خیلی احساس میشد. منظور من رو اونهایی درک می کنن که زیاد با تایپ متن های تخصصی و خارجی سر و کار دارن.
در ابتدا نرم افزار Word رو باز کنيد و به منوی View بريد و بعد از رفتن به قسمت Toolbars در نهایت Customize رو انتخاب کنيد.
در پنجره باز شده به تب Commands بريد و از قسمت Categories (سمت چپ) Insert رو به حالت انتخاب در بیارین. از سمت راست Equation Editor رو انتخاب کنيد.(تصوير يک راديکال با عدد a).
روي اون کليک کرده و کليد سمت چپ ماوس رو نگه داريد، سپس اون رو بکشيد و در جايي مناسب از نوار ابزار صفحه اصلي مثلا در کنار دکمه Bold رهاش کنيد. به این کار در اصطلاح Drag & Drop گفته میشه. سپس روی دکمه مربوطه کليک کنید، از شما سوالي مبني بر نصب برنامه موردنیاز ميشه که بازدن دکمه Yes ميتونيد عمليات نصب رو انجام بديد و از اين قابليت استفاده کنيد.
|
من (=اینشتین) برخلاف بسیاری از حس گرایان این زمان/ که هر چیز را حمل برتصادف و اتفاق محض میکنند و متافیزیک را انکار مینمایند/ سخت معتقد هستم به اینکه خداوند دانا جهان طبیعت را بر نظامی واحد طراحی نموده / که این همان "اصل علیت عمومی" است. و من نمی توانم آن نظام های پر معنی را حمل بر"قوانین شانسی"(!!) و به اصطلاح:"آماری" فیزیک خشک کلاسیک بنمایم! |
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان : "دی ارکلرونگ"Die Erkla"rung - on: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت1340ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ... بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند ... در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... .اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ "حسابی عزیز"...
۳۰۰۰۰۰۰ دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود!







