
گوگل دروغگو !
سایت گوگل اسم خلیج فارس را به خلیج عربی تغییر داد .
ولی اگر ۱ ميليون نفر اعتراض خودشونو به آدرس زير بفرستند گوگل مجبور به برگرداندن خليج فارس ميشه
برای ارسال اعتراض خود به گوگل اینجا کلیک کنید.
بعد از باز کردن لینک بالا نام و ایمیل خودتونو بنویسید و روی گزینه preview your signature كليك كنيد.
رشته ام علافیست
جيبهايم خالي ست
پدري دارم حسرتش يك شب خواب!
دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب.
اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره!
خوب ميفهمم سهم آينده ی من بی كاريست
من نمیدانم كه چرا ميگويند : مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست!
((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد))
بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد!
و به آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم!
وزارت علوم،تحقیقات و فنآوری از این به بعد برای ساماندهی طرح "ستاره دار کردن دانشجویان"، در آزمون کارشناسی ارشد پرسش نامه هایی تهیه کرده است که تعداد ستاره های دانشجویان بر اساس آن تعیین می شود تا به این ترتیب دست دانشجویان مزدور اجنبی پرست وابسته عامل بیگانه رو شود و دانشجویان متعهد و وطن پرست بتوانند وارد دانشگاه شوند. یکی از مواد این آزمون "شعارشناسی" است !
جای خالی را با عبارت مناسب پر نمایید :
1- دانشجو...
الف) نمی میرد، ذلت نمی پذیرد ب) نمی میرد، ذلت می پذیرد
ج ) می میرد، ذلت می پذیرد د) همه موارد صحیح است.
2- مسئولین پاسخگو...
الف) چاکریم ب ) نوکریم ج ) خاک زیر پاتونیم د ) تورو خدا ما رو با اینا در نندازید !
3- دانشجو ، آزادی ، عدالت ، ...
الف) سلف سرویس ب ) سالن مطالعه ج ) خوابگاه د ) می خواد چی کار !؟
4- انجمن موازی...
الف) حق مسلم ماست. ب ) هیچوقت به هم نمی رسد .
ج ) سرور پرسپولیسه . د ) جمالتو عشق است .
5)دانشجوی زندانی...
الف)اعدام باید گردد. ب)پاسخگو، پاسخگو
ج )5تا اش خوبه ، 100تاش کمه د) به ما چه ؟!
6)دانشجوی با غیرت ...
الف) حیا کن دانشگاهو رها کن. ب) تسلیت تسلیت
ج)خجالت خجالت د )حمایت !؟ عمرا" !
7) احکام انضباطی ...
الف) تمدید باید گردد.
ب) تشدید باید گردد.
ج) ما تو کار بزرگترا دخالت نمی کنیم !
د) همان گزینه ج صحیح است !
8)مرگ بر...
الف) دیکتاتور؟ دیکتاتور که نداریم! برو گزینه بعد ! ب ) امریکا
ج )موزامبیک د )هر چی ایشون بگه!
9)یار دبستانی من با من و همراه من...
الف) آنتن نمی ده !
ب ) اگر بودی چه بودی !
ج ) اشتباه گرفتی آقا ! من یک دبستان دیگه می رفتم !
د ) در دسترس نمی باشد !
10- توپ، تانک، کمیته ...
الف) ترشی خوبه یا لیته؟ ب ) البته لیته لیته!
ج ) داور دقت کن!! د )خیلی هم خوبه.
11- انرژی هسته ای....
الف)حق مسلم ماست. ب )مسلما حق مسلم ماست.
ج)گزینه الف و ب صحیح است. د ) گزینه ب و ج صحیح است.
------------------------------------------
پی نوشت: این مطلب در نشریه کهربا هم چاپ خواهد شد !
روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشجويان دانشگاه تهران اعتراض خود را به تجديد روابط ديپلماتيک با بريتانيا و دعوت ريچارد نيکسون، معاون آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريکا، اعلام داشتند. حکومت تازه برآمده از کودتا برای جلوگيری از اين اعتراضات عده ای از نظاميان خود را براي اشغال دانشگاه فرستاد. آن ها برای دستگيری دو تن از دانشجويان دانشکده فنی مستقيما به کلاس درس رفتند. اعتراض استاد و دانشجويان به اين عمل با تهديد مسلحانه نظاميان روبرو شد. استاد و دانشجويان به عنوان اعتراض کلاس درس را ترک گفتند و رئيس وقت دانشكده فنی، مهندس خليلی، نيز به عنوان اعتراض به نقض اصل استقلال و حرمت دانشگاه، تعطيلی دانشکده را اعلام داشت. موجی از مخالفت دانشکده فنی را فراگرفت. فرياد "دست نظاميان از دانشگاه کوتاه"، "درود بر مصدق نخست وزير قانونی"، "اتحاد، مبارزه، پيروزی" از هر گوشه طنين افکند. رگبار مسلسل ها بر روي دانشجويان فرو ريخت و سه تن از دانشجويان به نام های احمد قندچی، مهدی شريعت رضوی و مصطفی بزرگ نيا، به ضرب گلوله و سرنيزه از پای درآمدند. از آن زمان تاکنون دانشجويان ايران اين روز را به عنوان روز دانشجو گرامی داشته اند.
بچه های مدرسه والت، بل و سباستیان، لولک و بولک، چوبین
دور دنیا در۸۰ روز، فوتبالیستها، گوریل انگوری، نیک و نیکو
هادی و هدی، پسر شجاع، خانواده دکتر ارنست، هاچ زنبورعسل
باخانمان، حنا دختری در مزرعه، آقای سکسکه و . . .
اسمایی که گفتم خیلی آشنا بود؟ مگه نه !
لیستی از کارتونهای دوران بچه گی هامون که باهاشون بزرگ شدیم. احتمالا شما رو هم مثل من به دوران کودکی برد!؟
پس شما رو دعوت میکنم تا با هم به دوران کودکی برگردیم.برای دیدن عکسهایی از کارتونهای دوران کودکی اینجا را کلیک کنید.
اولی : کامپیوتر بلدی؟
دومی : آره ، تا حدی
سومی : روشنش کن.
چهارمی : نه دیگه تا این حد!
پنجمی : همسرم درست 26 روز بعد از ازدواج فوت کرد!
ششمی : خب، خدارو شُــکر. زیاد زجر نکشید!
هفتمی : داداش سیگار کشیدن جلوی پمپ بنزین ممنوعه
هشتمی : برو بابا ! من جلوی بابام هم سیگار میکشم ( هه هه هه هه ! )
نهمی : بالای درخت چیکار میکنی؟
دهمی : دارم گردو میخورم.
یازدهمی : احمق! این که درخت چناره!
دوازدهمی : احمق خودتی، توی جیبم گردو دارم!
سیزدهمی : از چه رنگی خوشت میاد؟
چهاردهمی : کم رنگ !
پانزدهمی : کجا میری؟
شانزدهمی : نمیرم؛ دارم برمیگردم!
هفدهمی : به نظرت کسی به این حرفهایی که زدی، خندید؟
هجدهمی : انشالله !
نوزدهمی : …’،؛’.”،:ــ:.ـ؛”…:;.
بیستمی : .:..:.:" .،؛,ٌ.: "::
توضیح : 19 و 20 برای عزیزان نابینا نوشته شده است!
![]()
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.
از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

سوسياليسم: دو گاو داريد. يكي را نگه ميداريد. ديگري را به همسايه خود ميدهيد.
كمونيسم: دو گاو داريد. دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايهتان را در شيرش شريك كند.
فاشيسم: دو گاو داريد. شير را به دولت ميدهيد. دولت آن را به شما ميفروشد.
كاپيتاليسم: دو گاو داريد. هر دوي آنها را ميدوشيد. شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند.
نازيسم: دو گاو داريد. دولت به سوي شما تيراندازي ميكند و هر دو گاو را ميگيرد.
آنارشيسم: دو گاو داريد. گاوها شما را ميكشند و همديگر را ميدوشند.
ساديسم: دوگاو داريد. به هر دوي آنها تيراندازي ميكنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مياندازيد.
آپارتايد: دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد ولي گاو سفيد را نميدوشيد.
دولت مرفه: دو گاو داريد. آنها را ميدوشيد و بعد شيرشان را به خودشان ميدهيد تا بنوشند.
بوروكراسي: دو گاو داريد. براي تهيه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر ميكنيد ولي وقت نداريد شير آنها را بدوشيد.
سازمان ملل: دو گاو داريد. فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو ميكند. آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو ميكنند. نيوزلند راي ممتنع ميدهد.
ايده آليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. همسر شما آنها را ميدوشد.
رئاليسم: دو گاو داريد. ازدواج ميكنيد. اما هنوز هم خودتان آنها را ميدوشيد.
متحجريسم: دو گاو داريد. زشت است شير گاو ماده را بدوشيد.
فمينيسم: دو گاو داريد. حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد.
پلوراليسم: دو گاو نر و ماده داريد. از هر كدام شير بدوشيد فرقي نميكند.
ليبراليسم: دو گاو داريد. آنها را نميدوشيد چون آزاديشان محدود ميشود.
دموكراسي مطلق: دو گاو داريد. از همسايهها راي ميگيريد كه آنها را بدوشيد يا نه.
سكولاريسم: دو گاو داريد. پس به خدا نيازي نيست!!!
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه !......... ببازه به جهنم!
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما !...... مسئله اي نيست
اگه يه بار همه ۱۷ واحد رو توي يه ترم افتادين !......... بي خيالش!
اگه شما رو با نمره ۱۱.۹۹ مشروط كردن !...... خوب شده ديگه
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم !....... بگه
اگه كفشي رو كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن !..... تعجبي نداره میتوین سر کلاس توی لابراتوار دانشگاه هم واکس بزنین
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين !.... مباركه،عروسي رو كه نمي شه نرفت
اگه توي انتخاب واحد به شما ۱۳ واحد بيشتر نرسيده !....... حتما" حكمتي توي اون بوده
اگه نمره ۲۰ زبان عمومی شما به خاطر کل کل با استاد ع ...... تبدیل به ۱۸ شد اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره
اگه مشروط شده اید اشکال نداره ...... خدا رو شکر کنید مردود علمی نشدید
اگر و اگر و اگر ... و صدها اگر... باز هم هیچ اشکالی نداره اصلا چرا اعصاب خودمون رو خراب کنیم؟
ما به شما داشگاه عباسپور را پیشنهاد می کنیم!
( میلاد آقا امام زمان (عج) مبارک) ![]()
دانلود : شعرهایی از مرحوم آقاسی
دانلود : آهنگ تو می آیی با صدای افتخاری ![]()
![]()
برای مشاهده هر قسمت بر روی آن کلیک کنید.
آیا همـــۀ ما کور زندگی نمی کنیم؟
زیبایی ها را نمی بینیم، ارزشها را کشته ایم. همانند کورها فقط لمس کردیم. تمام بدی ها را لمس کردیم آنچانکه گویی چشمهایمان فقط در برابر پلیدی باز بوده و قدرت بینایی داشته است.
کوری مرض بشراست، کوری بزرگترین هدیه مدرنیته برای نوع بشر بوده!
ما همه می دانیم که کور هستیم اما دروغ می گوییم که همه چیز را می بینیم. ما هر روز مرگ را تمرین میکنیم و به دروغ نام زندگی بر آن میگذاریم. هیچ یک از ما سیاهدل به دنیا نیامده ایم، اما آن قدر تظاهر به سپیدی کردیم که کور ماندیم در فهم حقیقت، در باور لحظات.
حقیقت را به دروغ زشتی نام نهادیم. آیا پلیدی در کنار زیبایی زیبا نیست؟ من آن دنیایی را آباد میخواهم که زشتی داشته باشد؛ اما در کنار زیبایی. همان طور که اگر شیطان نباشد خدا معنایی ندارد.
زنندگی میکنم با آرزوی سلامتی برای تمام نامردان تاریخ! تا بتوانم مردان تاریخ را پیداکنم و الگوی مردانگی قرار دهم.
اما من هنوز هم در زیباییها و زشتی های این دنیا مانده ام؛ در خلقت خدا !
من گم شده ام ، نابینا ، مرده ، نمیدانم کجا هستم!
اگزیستا نسیا لیسم چه می گوید؟
۱) محور تمامی کاوشهای فلسفی در این تفکر وجود انسان است. برخلاف اکثر فلسفه ها و مکاتب قبل از اگزیستانسیالیم که بر پایه هستی بنیان گذاری شده بودند، این مکتب تمامی فلسفه و حتی مسائل دینی خود را انسان قرار داده بود.
۲) اگزیستانسیالیستهای خداپرست، وجود انسانی را در تعالی به سوی خدای یگانه می دانند؛ از طرف دیگر چهره های الحادی این مکتب وجود را در تعالی به سوی نیستی جستجو می کنند.
نظریاتی همچون نظریۀ الحادی اگزیستانسیالیسم در شکل گیری شخصیت بشر بیشترین نقش را داشتند. به طور مثال مقوله از خود بیگانگی یا غربت ریشه عمیقی در فلسفه وجودی انسان دارد که بحث در این مورد از موضوعات مورد علاقه در قرن 19 بین تمامی فیلسوفان بود.
این گونه افکار کم کم به تولد نظریات نهیلیستی در ابتدای قرن 20 انجامید ( متاسفانه!).
۳) فیلسوفان وجودی به شدت با عقل گرایی مخالف بودند. آنها انسان را موجود بی خردی می دانستند که احساس، غریزه، اراده و ... وجود او را ساخته است.
۴) موجودات آن طور که هستند، شناخته نشده اند. بلکه آن طور که بر ما ظاهر میشوند شناسایی میشوند.
۵) ترویج فردگرایی از بارزترین کارهایی بود که توسط این نظریه پایه ریزی شد. مثلا در مقوله های عرفانی، سلوک فلسفی را تنها به صورت فردی موثر می دانستند. به زبانی ساده تر برای فرار از اجتماع و معیارهای سخت جوامع بشری جدید، سعی کردند آزادی فردی را رواج بیشتری بدهند.
۶) اگزیستانسیالیستها مخالفان سرسخت معرفت شناسی در فلسفه جدید بودند تا جایی که کانت و دکارت که از بزرگترین نظریه پردازان دوره جدید بودند توسط فیلسوفان اگزیستانسیالیستی همچون نیچه، هیدگر و مرلوپونتی مورد حمله شدید قرار گرفتند.
۷) ردپای فیلسوفان هر دوره یا هر مکتب را میتوان در آثار ادبی آن دوره یا مکتب دید. اغلب فیلسوفان این مکتب برای ترویج اندیشه های خود رو به آثار فرهنگی، هنری و ادبی نهادند. به طور مثال ژان پل سارتر که چه بسا شهرتش در ادبیات بیش از فلسفه است!
سورن کی یر کگارد
سورن کی یر کگارد پرکارترین فیلسوف قرن 19 دانمارک تقریبا با تمامی فلاسفه قبل و معاصر خود و تمامی نظرات فلاسفه یونان باستان مخالف بود!
کی یر کگارد مخالف شدید نظریات هگل و همچنین عقاید فئودالیسمی و متهجرانه کلیسا بود. او آنقدر در مخالفت با کلیسا اصرار ورزیده بود که از او به عنوان پدر فکری نئو ارتدکس یاد میشود.
وی موسس نظریۀ اگزیستانسیالیسم بود. او از اولین کسانی بود که مرزهای ارتباط فلسفه با ادبیات و روانشناسی را در هم شکست.
همچنین او در پست مدرنیسم و اومانیسم نیز نظریاتی ارائه داده است.
او افکار جدیدی را بیان کرد، این سخنان دلیلی بر این مدعاست:
۱- حقیقتی را بیان میکنم که از نظر خودم درست باشد.
۲- دوست داشتن خود را هرگز فراموش نکنید.
۳- یاد بگیرید که یاد بگیرید، مسائلی در دنیا وجود دارد که یادگرفتنی نیست و یاد بگیرید که آنها چیستند!
۴- این درست لذت محض است؛ در لحظۀ مرگ، زندگی جدید خلق کردن.
۵- دردناکترین لحظه زندگی آن لحظه ای است که به آینده فکر میکنید.
۶- مسئولیت، یکی از بزرگترین دردسرهای آزادی است.
۷- کدام سخت تر است؟ بیدار کردن کسی که خواب است یا بیدارکردن کسی که خواب می بیند که بیدار است؟!
جمله ای از سورن کی یر کگارد که اوج حرفهای اگزیستانسیالیستی و نهیلیستی را به زبان میآورد:
من کی ام؟ چه طور به دنیا آمده ام؟ چرا با من مشورت نشد؟ چگونه این چیز را دنیا می نامند؟ اگر من ناچارم که در آن دخالت کنم، تهیه کننده این چیز، چه کسی است؟ می خواهم او را ببینم!
هفته گذشته دو خبر نگران کننده به گوشم رسید. ابتدا خبر بستری شدن دکتر سید جعفر شهیدی و بعدها شایعه در گذشت خانم سیمین دانشور مادر داستان نویسی ایران.
آری... حال این دو وخیم است. دکتر شهیدی در بخش عفونتهای ریوی و خانم دانشور در کما !
هر دوی این بزرگان برای فرهنگ و ادبیات ما نماد بزرگانی همچون علامه دهخداُ دکتر معین و مرحوم جلال آل احمد هستند.
به همین بهانه لازم دیدم مختصری از زندگی این دو بزرگوار را برای آشایی بچه ها بنویسم.
¤ سید جعفر شهیدی بزرگمردی که در سال 1297 در بروجرد به دنیا آمد، در زمینه دین به بالاترین درجه یعنی اجتهاد در حوزه علمیه نجف دست یافت. اما ایشان که جوینده ای حقیقت بودند بعد از بازگشت به ایران در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل میشود.
به طور اتفاقی ایشان با دکتر معین آشنا میشوند و از طریق ایشان با استاد دهخدا آشنا میشوند. در سال 1328 زمانی که مرحوم دهخدا درصدد گردآوری لغتنامه برآمدند، دکتر سید جعفر شهیدی به عنوان یکی از همکاران با ایشان و استاد معین مشغول به کار میشود.
بعد از فوت مرحوم دهخدا تمام بار پروژه عظیم لغتنامه بر دوش استاد معین و دکتر شهیدی افتاد. اما با فوت استاد معین، دکتر شهیدی وظیفه به پایان رساندن هر دو کتاب لغتننامه دهخدا و همچنین فرهنگ معین را بر عهده گرفت و آنها را به سرانجام رساند.
دکتر سید جعفر شهیدی صاحب آثار ارزشمندی در زمینه دین و ادبیات هستند که مشهورترین و مهمترین آنها ترجمه نهج البلاغه است بارها تجدید چاپ شده و در سال 1369 به عنوان کتاب سال ایران برگزیده شد.
¤ سیمین دانشور در سال 1300 در شیراز به دنیا آمد. خانم دانشور بعد از ژایان تحصیلات متوسطه به تهران آمد و مشغول به تحصیل در رشته ادبیات دانشگاه تهران شد.
بعدها او با جلال آل احمد آشنا شد و در سال ۱۳۲۷ با او ازدواج کرد در حالیکه خانواده جلال آل احمد مخالف این امر بودند.
چند سال قبل بنیاد فرهنگی بوکر « سو و شون » کتاب برجسته خانم دانشور را به عنوان یکی از ۱۰۰ اثر برتر ادبیات داستانی جهان معرفی کرد.
.jpg)
دکتر سید جعفر شهیدی خانم سیمین دانشور
برای ادامه حیات پربرکت این دو عزیز بزرگوار دعا کنید !
مدرنیسم و ماکس وبر
تلاش در جهت هماهنگی نهادهای سنتی بشر با پیشرفتهای علوم و تمدن را مدرنیسم یا به قولی نوگرایی گویند. در ابتدا شاید این نظریه بسیار بی نقص و آرمانی به نظر برسد، اما اگر با این نظریه بیشتر آشنا شویم، خواهیم فهمید علیرغم تمام خوبیهایی که مدرنیته برای بشر به ارمغان خواهد آورد مشکلات بسیار زیادی را نیز پیش پای بشر می نهد. بعضی از متفکرین مردنیسم و مدرنیته را جدا از هم دانسته اند. مدرنسیم یعنی دگرگونی در اقتصاد و تکنولوژی و اصولا هر حوزه ای که جامعه با آن دست به گریبان است در حالیکه مدرنیته نه فقط نوگرایی در این حوزه هاست بلکه تجدید در درک جهان، زمان و تحولات تاریخی و به طور کلی ذهنیت بشر را هم شامل میشود. در مدرنیته بشر به مقوله هایی همچون خدا، مرگ و معاد رنگی تازه می بخشد که با گذشته متفاوت است.
« بقیه در ادامه مطلب »
ادامه مطلب>>>
هر چی گفتم ما از همه بهتریم، ما اول میشیم، جام مال ماست هر چی خواستیم خودمونو گول بزنیم که ایران قویترینه نشد که نشد که نشد که نشد که نشد که ...
داشتم همین جوری فکر میکردم که یه دفعه یاد استاد مسلم علم روز فوتبال کارشناس بی بدیل مستطیل سبز و ... « مهندس خودمون » افتادم!
تلفن رو دستم گرفتم؛ شماره رو که گرفتم تلفن رو جلو و جلوتر، نزدیک گوشم اوردم. میگفت: بوق ... بوق ... بوق ...
ای بابا این مهندس هم که همیشه اشغاله...
خب بی خیالش شدم . اصلا درباره فوتبال حرف نمیزنم !!!!!
!توجه==> لطفا گزینه های صحیح را از طریق sms ( ببخشید پیامک! ) برای ما ارسال کنید. به برندگان مسابقه جوایزه به رسم قرعه از طرف « شرکت فوتبال دیگه کیلو چنده » داده خواهد شد. <==توجه!
ادامه مطلب>>>
ژوزه ساراماگو (José de Sousa Saramago) نویسندهٔ پرتغالی، زادهٔ ۱۶ نوامبر سال ۱۹۲۲ و برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات در سال ۱۹۹۸ است.
او گرچه از سال ۱۹۶۹ به حزب کمونیست پرتغال پیوست و همچنان به آرمانهای آن وفادار بودهاست اما هیچگاه ادبیات را به خدمت ایدئولوژی در نیاوردهاست.
ساراماگو گاه در دل داستانهای خود از جملات طعنه آمیزی استفاده میکند که ذهن خواننده را از حوادث تخیلی و غالبا تاریخی داستان خود به واقعیتهای جامعه امروز معطوف میکند. نوک پیکان کنایههای ساراماگو معمولا مقدسات مذهبی، حکومتهای خودکامه و نابرابریهای اجتماعی است. رویکرد ساراماگو علیه مذهب آنچنان در رمانها و مقالات او آشکار است که وزیر کشور پرتغال در سال ۱۹۹۲ در پی انتشار کتاب انجیل به روایت عیسی مسیح نام او را از لیست نامزدهای جایزه ادبی اروپا حذف کرد و این کتاب را توهینی به جامعه کاتولیک پرتغال خواند، ساراماگو پس از آن به همراه همسر اسپانیایی اش به تبعیدی خودخواسته به لانساروت جزیرهای آتشفشانی در جزایر قناری در اقیانوس اطلس رفت و تاکنون در آنجا زندگی میکند. اعلام نام او به عنوان برنده جایزه نوبل در سال ۱۹۹۸ نیز خشم واتیکان را برانگیخت.
علی رغم تمام انتقاداتی که از نگرش بدبینانه ساراماگو به دنیا میشود، اثار او چه در سطح عامه مردم و چه در میان نویسندگان و خوانندگان حرفهای مورد اقبال زیادی واقع شدهاست. هارولد بلوم او را خوش ذوق ترین نویسنده زنده دنیا میداند و فدریکو فلینی کتاب کوری را زیباترین رمانی که خوانده توصیف کردهاست. شهرت ساراماگو در ایران با ترجمه فارسی همین کتاب در سال ۱۳۷۸ آغاز شد، تاکنون سه ترجمه مختلف از کوری صورت گرفته و آن را یکی از محبوبترین نمونههای ادبیات داستانی روز دنیا در ایران ساختهاست.
سرگذشت
ساراماگو در دهکدهای کوچک در شمال لیسبون در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد، او دو سال بعد به همراه خانواده به لیسبون رفت و تحصیلات دبیرستانی خود را برای امرار معاش نیمه تمام گذاشت و به شغلهای مختلفی نظیر آهنگری، مکانیکی و کارگری روزمزدی پرداخت. پس از مدتی نیز به مترجمی و نویسندگی در روزنامه ارگان حزب کمونیست پرتغال مشغول شد. اگرچه اولین رمان او به نام کشورگناه در ۱۹۴۷ به چاپ رسید ولی ناکامی او برای کسب رضایت ناشر برای چاپ کتاب دومش موجب شد رمان نویسی را کناربگذارد، تا این که با انتشار کتاب بالتازار و بلموندا در سال ۱۹۸۲ و ترجمه آن به انگلیسی در ۱۹۸۸ شهرت به سراغ او آمد، رمانی تاریخی که به انحطاط دربار پرتغال در قرن شانزدهم میپردازد.
سبک ادبی
منحصربه فردترین ویژگی آثار ساراماگو عدم کاربرد نشانگان سجاوندی به صورت متداول و استفاده از جملات بسیار طولانی است، که گاه در درون آن زمان نیز تغییر میکند. او از میان علائم نگارشی تنها از نقطه و ویرگول استفاده میکند و از سایر علامات که مثلا جمله سئوالی را مشخص میکند یا آن را در گیومه میگذارد و...مطلقا میپرهیزد. گفتگوهای شخصیتهای داستان را پشت سرهم مینویسد و مشخص نمیکند که کدام جمله را چه کسی گفته و به ندرت یک پاراگراف را تمام میکند.
اگرچه بسیاری از منتقدان ادبی ساراماگو در ردیف نویسندگان پیرو سبک رئالیسم جادویی قرار داده وآثار او را با نویسندگان اسپانیایی زبان امریکای لاتین مقایسه میکنند اما او خود را ادامه دهنده ادبیات اروپا و تاثیر پذیری خود را بیشتر از گوگول و سروانتس میداند.
آثار
۱۹۸۲- بالتازار و بلموندا Memorial do Convento ، ترجمه فارسی: ۱۳۸۰ انتشارات نیلوفر - مصطفی اسلامیه
۱۹۸۶- سال مرگ ریکاردو ریس O Ano da Morte de Ricardo Reis ، ترجمه فارسی: ۱۳۷۹ انتشارات هاشمی -عباس پژمان
۱۹۸۶- بلم سنگی A Jangada de Pedra، ترجمه فارسی: ۱۳۷۹ انتشارات هاشمی -مهدی غبرایی
۱۹۸۹ –تاریخ محاصره لیسبون História do Cerco de Lisboa
۱۹۹۱ – انجیل به روایت عیسی مسیح، O Evangelho Segundo Jesus Cristo
۱۹۹۵ – کوری Ensaio sobre a Cegueira ، سه ترجمه به فارسی از: مینو مشیری، اسدالله امرایی، مهدی غبرایی
۱۹۹۷ - همه نامها Todos os Nomes، ترجمه فارسی: عباس پژمان، انتشارات هاشمی








