امه کوروش زعیم به متکی وزیر خارجه
جنا ب آقای متکی وزیر محترم خارجه جمهوری اسلامی : سرور گرامی،
سیاستهای خارجی نابخردانه و آسیب زا، و ستیزگری های بیهوده و ناهوشمندانه جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی، که شما نماد ومجری آن بوده اید، ما را در چنان شرایط تحقیرآمیزی قرار داده که ملت ایران، با پیشینه تاریخ و تمدنی با عظمت و پرشکوه، و با موقعییت استراتژیک بی همتا، که می بایستی به عنوان مرکز ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه، اکنون قدرتمندترین و بانفوذترین کشور این بخش جهان باشد، باید در چنین شرایط ناتوانی و انزوا و بی حرمتی قرار گیرد که کشورهای کوچک منطقه، بجای آنکه برای پیشرفت و امنیت خود بر ما تکیه کنند، خود سرچشمه ناامنی مرزهای ما شوند. چرا ملت ایران باید برای حفاظت از تمامیت ارضی کشور خود مجبور شود جلو سفارتخانه های کشورهایی گرد آید که موجودیت و رفاه خود را مدیون ما هستند؟ شرم بر ما که خود را چنان اداره کردیم که اینهمه در چشم جهانیان و همسایگان حقیر شویم. حفاظت و دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی ایران وظیفه شماست، نه مردمی که اکنون دیگر به درستی از شما دست شسته اند.
به جلسات حساس گفتگوهای مربوط به ایران راه نیافته اید، و حتا کشورهای کوچکی که خود همیشه متکی به دیگران بوده و هستند، چنان گستاخ شده اند که با نماینده ایران مانند نوکر خود رفتار می کنند، بلکه شما خود نیز اظهاراتی در رسانه ها و مجامع بین المللی در مواردی که منافع ملی ما مطرح بوده کرده اید که چیزی جز خیانت به منافع ملی ایران نمی تواند تعبیر شود و روزی باید پاسخگوی ملت بزرگ ما باشید.
اظهارات شما به عنوان یک مقام رسمی کشور در پیوند با مالکیت ایران در دریای مازندران، منافع ملکی، استراتژیک و فرهنگی ایران در خلیج پارس، منافع استراتژیک و پیمانی ایران در اروندرود، موضع گیری های شما در رابطه با شورای امنیت که ناشی از ناآگاهی از حقوق بین الملل و مسئولیت ها و اختیارات نهادهای سازمان ملل بوده، و شماری اظهارات نابخردانه و ناهوشمندانه دیگر در عرصه بین المللی، چیزهایی نیست که ملت ایران به آسانی فراموش کند.
شما سه سال پیش در میزگردی با حضور ریچارد مورفی و من، در تضاد 180 درجه ای با پیش بینی اینجانب، با قاطعیت اظهار نظرکردید که از صدور قطعنامه حقوق بشری پارلمان اروپا علیه جمهوری اسلامی شگفت زده شده اید، و نیز اینکه امریکا هرگز نمی تواند مسئله هسته ای را به شورای امنیت بکشاند. این ناآگاهی و تحلیل غلط باعث شده که در طی مدت مسئولیت شما در وزارت امورخارجه، نخستین قطعنامه تحریم شورای امنیت در تاریخ کشور علیه ایران و متعاقب آن، انگار که از خواب بیدار نشده اید، دو قطعنامه تحریمی سخت تر دیگر هم علیه ما صادر شود، اقتصاد کشور را به نابودی بکشاند، ما را در آستانه تجاوز نظامی قرار دهد، همسایگان را به دست اندازی به خاک ایران و شیطان های تجزیه طلب را به آب گل آلود امیدوار سازد. عملکرد وزارتخانه شما، که به یک محفل خانوادگی تبدیل گشته، باعث شده که کشورهای پیرامون دریای مازندران به ما اعتنایی نکنند، کشورهای پیرامون خلیج پارس ما را مانند موالی خود تحقیر کنند، نام خلیج پارس را تغییر دهند، جزایر سه گانه را ادعا کنند و فیلم هایی توهین آمیز برای تحقیر ملت ایران تولید نمایند، کشورهای عرب زبان کماکان علیه ما رای دهند و اکنون علیه ما بسیج شوند، کشورهای زیرکی مانند ونزوئلا، بولیوی و غیره ما را بدوشند، و جهان به ما مانند جزامی ها بنگرد. اینها همه دستاوردهای دوران وزارت شما بوده است.
امروز هزاران نفر از مردم ایران در تهران و دیگر شهرها ناخشنودی خود را نسبت به سیاستهای خارجی شما نشان دادند و عملا شما را با تظاهرات گسترده خود از مقامتان خلع کرده اند. بنابراین، برای جلوگیری از تخریب بیشتر منافع، موقعیت و وجهه بین المللی ایران، و یا دستکم وجهه کیفی دیپلماسی بین المللی ایران، من به نام یک شهروند ایرانی و در پژواک اعتراض ملت ایران در این روز مقدس خلیج پارس، از شما درخواست می کنم که هرچه زودتر، پس از پوزش خواهی رسمی از ملت ایران و درخواست بخشایش، از سمت خود کناره گیری نمایید. هرچند که کناره گیری شما تضمینی برای یک جانشینی شایسته نیست، ولی شاید که استثنایی بودن کیفیت بسیار پایین دیپلماسی بین المللی ایران را تا حدی جبران نماید و به جهانیان اعلام کند که شما نماینده خواستهای ملت ایران و نماد خرد ایرانی نیستید.
با گرامیداشت،
کورش زعیم
نوروز،
خوش آمدی...
امّا،
در سرزمینی که دوپایانش
در مریضخانه های خردباختگی
–خود-
به رگهای ناسورشان، جهالت تزریق می کنند
بانگِ تو به کدامین شوق
و به راستی برای که پر بگیرد
تا بهبودی دلها را
به شگون ِ عشق،
ترانه کند؟
نه!
اینجا جای تو نیست!
در غمکده ای که چراغِ بزمِ شبانه اش را به عجز،
اشک،
خون و مرثیه عادت داده اند،
نرمِ تابش ِ طنینت
چه صفتی برتر از "اطوار"
ساز می کند؟
نه!
سفره چینی ِ تو
دلهایی آینه وار می خواهد.
صد آزرم برآنانی که
-آن تاراج تبارانی که-
بانگِ نازنین تو را
در کرانه های سرزمینی مادری ما اینچنین خواستند.

متن اين نامه به شرح زير مي باشد.
بسمه تعالي
لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
رياست محترم قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي هاشمي شاهرودي
با سلام و تحيت
اين چهارمين نامه اي است که پس از گذشت حدود ۸۰ روز از بازداشت فرزندانمان خطاب به حضرتعالي مي نگاريم.
همان طور که مي دانيد طي نامه هاي گذشته نگراني خود را نسبت به آزار و اذيت جسمي و روحي فرزندانمان در جهت گرفتن اعتراف از آنان به گناه ناکرده اعلام نموديم و از حضرتعالي درخواست نموديم به عنوان عالي ترين مقام قضايي کشور مانع از تحقق چينن روندي شويد.هم اينک از جمع هشت دانشجوي زنداني ۵ تن از آنان آزاد شده ند و سه عزيز ما همچنان در زندان مي باشند.
جناب آقاي شاهرودي
طي اين مدت طولاني هر آنچه از وضعيت فرزندانمان در زندان شنيديم،هيچ نگفتيم و به اميد عدالت دستگاه قضايي و آزادي دلبندانمان لب بر هر سخن شکوه آميز فرو بستيم ، اما امروز پس از دو جلسه ملاقات و آزادي ۵ دانشجوي ديگر با شنيدن آنچه که بر فرزندانمان در سلول هاي انفرادي بند ۲۰۹ رفته است از امروز مهر سکوت را شکسته و آنچه که بر آنها رفته است را به شرح زير به استحضار مي رسانيم:
آزارهاي رواني :
۱- بازجويي طولاني مدت (۲۴ ساعت مداوم) توسط يک تيم ۷ نفره و نيز بازجويي هاي گاه و بيگاه شامل نيمه هاي شب
۲- ارائه اخبار کذب بر دستگيري ،ضرب و شتم و آزار اعضاي خانواده و همچنين اخباري مبتني بر بيماري(سکته قلبي) و انتقال اعضاي خانواده به بيمارستان
۳- پخش صداهاي آزار دهنده در سلول در زمان استراحت به طوري که مانع خوابيدن دانشجويان مي شده است.
۴- توهين هاي شديد و سخيف به فرد و اعضاي خانواده
۵- اهانت به دانشجويان و رفتار نا مناسب توسط نگهبانان بند ۲۰۹
۶- تهديد هاي مختلف اعم از تهديد به قتل و ضرب و جرح شديد و تهديد به آزار رساندن به اعضاي خانواده
۷- ارائه احکام مجعول مانند حکم اخراج والدين از محل کار ، حکم قطعي شلاق ( ۸۰ ضربه ) براي فرد
۸- فرستادن دانشجويان به سلول افراد خطرناک
۹- دادن وعده ي آزادي و تحويل کليه وسايل دانشجويان دربند و سپس بازگرداندن آنها به سلول انفرادي
آزار هاي جسمي :
۱- ضرب و شتم شديد توسط هفت بازجو به صورت هم زمان که به بيهوشي و انتقال فرزندانمان به
بهداري بند ۲۰۹ منجر شده است .
۲- ضربه با پا به بازوها ، سينه ، پشت و … ضرب و شتم با مشت و لگد به سر و صورت و پا ها به صورتي که در اثر ضربه دانشجويان از روي صندلي سقوط کرده يا به شدت به ديوار برخورد مي کردند .
۳- ضربه زدن روي دستبند به صورتي که آثار کبودي و تورم تا هفته ها روي دست آنها بوده است .
۴- نگهداري در سلول هايي با اندازه هاي کوچک بطوريکه امکان راه رفتن دراز کردن پا در آن نبوده است
۵- نگهداري در سلول هايي بدون زير انداز و هيچگونه وسيله ديگري
۶- اجبار به ايستادن متوالي طولاني مدت (۴۸ ساعت )
۷- استفاده از کابل و شلاق براي ضرب و شتم
۸- خواباندن دانشجويان روي زمين و اذيت و آزار توسط تيم هفت نفره باز جويي از جمله فشار بر سر و صورت با پا ، ايستادن روي پا ها و کمر و نشستن روي پشت و کمر.
۹- اجبار به ايستادن روي يک پا بصورت متوالي به مدت طولاني ( ۱۸ ساعت ) .
۱۰- پرتاب کردن و هل دادن به صورتي که به ديوار برخورد کنند
۱۱- ندادن غذا به مدت ۴۸ ساعت .
۱۲- ضرب و شتم شديد حين انتقال به زندان به صورتي که مسئولين بند ۲۰۹ از تحويل گرفتن فرد اجتناب مي کردند .
۱۳- اجبار دانشجويان به خواندن مقالات موهن با صداي بلند به طور مداوم و پس از آن اجبار به نوشتن آن مطالب و مقالات از حفظ
۱۴- ممانعت از ويزيت دانشجويان توسط پزشک بند و استفاده از دارو هاي مورد نياز
۱۵- اجبار به انجام حرکات طاقت فرسا به مدت طولاني از قبيل نشستن و بلند شدن متوالي ، خم شدن و گرفتن مچ پا و …
جناب آقاي شاهرودي
كلمه كلمه آنچه كه در بالا آمده است همچون تيري بر قلب ما نشسته است وباز هم اين سوال را تكرار مي كنيم كه مگر يك جوان ۲۲ ساله توان تحمل چه ميزان شكنجه و فشار را دارد،گرچه چنين فشارهايي آن هم طي ۸۰ روز براي هيچ كس قابل تحمل نيست .و بازاين سوال را مطرح مي كنيم كه آيا اعترافاتي كه از طريق بدست آيد قابل قبول است؟به چه علت دستگاه امنيتي تلاش دارد در حالي كه چند جوان مسلمان خود توهين به ائمه(ع) و حجاب را محكوم مي كنند با زور به آنها القا نمايد كه نشريات موهن را منتشر نموده اند و به زور از آنها اعتراف بگيرد.هدف از بررسي اين پرونده يافتن حقيقت و ممانعت از تكرار مجدد چنين اتفاقاتي بوده است و يا متهم كردن چند دانشجوي بي گناه به هر قيمت.
آن چه روي داده است آنچنان با قوانين اساسي ،حقوقي، شهروندي ونيز دين و اخلاق فاصله دارد،كه ديگر نه جايي براي شكوه كردن از نقض قانون ودين و اخلاق است و نه نايي براي ما براي تكرار مكررات پيشين.تنها اين را مي دانيم كه هر آنچه كه در زندان تحت عنوان اعتراف از فرزندانمان اخذ شده است تحت شديد ترين فشارهاي روحي و جسمي كه به بخشي از آنها در بالا اشاره شد بوده است و هيچ يك از اين اعترافات را قبول نداريم و سخناني از آنها قابل قبول است كه در فضاي آزاد و بيرون از زندان گفته شود.
جناب آقاي شاهرودي
ما و فرزندانمان در انتظار اقدام عدالت جويانه جنابعالي هستيم تا بار ديگر بارقه اميد به اجراي عدالت در دلهاي سوخته مان روشن شود و باور کنيم که دانشجويان نخبه اين کشور که آينده سازان فرداي کشورند نه به چشم دشمن و نامحرم و مزاحم که به عنوان ميراث داران فرداي ايران نگريسته مي شوند و هرگز به کسي اجازه داده نمي شود که آنان را به گناه ناکرده متهم کند و تحت فشار وادار به اعترافشان نمايد.
بي شک همه ما در پيشگاه خداوند قادر متعال ، وجدان خود و نگاه ناظر مردم پاسخگوي همه اعمال خود خواهيم بود.درخواست ما از جنابعالي آن است که با پي گيري هاي ويژه، ضمن پايان اين روند در بررسي پرونده نشريات دانشجويي جعلي در يکي از زيرمجموعه هاي دستگاه قضايي اجازه تضييع حق عزيزان دربندمان را ندهيد و دستور آزادي آنان را صادر فرماييد.
با تشكر و تجديد احترام
خانواده هاي سه دانشجوي زنداني :مجيد توكلي،احمد قصابان،احسان منصوري
منبع:خبرنامه امیرکبیر
راستش گفتم اگر به جای copy کردن از وبلاگ های زیر, لینک آن ها را بگذارم تا خود شما آن ها را ببینید خیلی بهتر است. باید بگم "نهضت شعوبیه بخش اول و دوم" کامل تر است و البته طولانی تر.
و در آخر درود بر روان پاک تمامی شهدای راه وطن
جاوید ایران
در قسمتی از کتاب نویسنده,مزرعه های همسایه را با جزئیات توصیف می کند به نظر شما این مزرعه ها نماد چه کشور هایی هستند؟
هر کدام از این موارد در دنیای واقعی و انقلاب روسیه نماد چیست؟ وکیل حقوقی(آقای ویمپر), بنجامین, کلاغ و کوه شوگرکندی
در قسمتی از کتاب که کشتار گسترده ای اتفاق می افتد دو گوسفندی که اعتراف می کنند یک قوچ پیر را کشتند و هر کدام از اجزای این اعتراف نماد چه اشخاص و اتفاقاتی هستند؟
به نظر شما منظور از چند خط پایانی کتاب چیست؟(لطفا دو پاراگراف آخر را یک بار دیگر بخوانید.)
"مزرعه حیوانات" در شکل یک داستان بسیار سرگرم کننده درباره حیوانات است و داستان انقلابی است که دچار اشتباه می شود و بر اساس نگاهی به انقلاب روسیه و استفاده "ژوزف استالین" از قدرت نوشته شده است. پیام کلی این است که تمایل انسان برای قدرت, ایجاد یک جامعه بدون طبقه اجتماعی را غیر ممکن می کند. هر کدام از حیوانات در داستان یک تصویر کلی یا نوع خاصی از فرد را در زندگی واقعی نشان می دهند. خوک هایی که می توانند بخوانند و بنویسند و سایر حیوانات را رهبری و سازمان دهی کنند; رهبران بلشویک هستند, ناپلئون استالین است و اسنوبال تروتسکی. طبقه کارگر توسط اسب پیر و صبوری به نام باکسر نشان داده می شود.
این داستان توصیف می کند که چگونه ایده آل ها به تدریج ناپدید می شوند.
کتاب این هفته، قلعه حیوانات(نوشته جورج اورول)
اسم واقعی جورج اورول "اریک بلیر" بود.او در سال ۱۹۰۳ در هند متولد شد.وی آخرین سال زندگی خود را در بیمارستان سپری کرد و در ژانویه ۱۹۵۰ فوت کرد.
بسیاری از کتاب های اورول بطور عمده بر اساس تجربیات او می باشد. "روزهای برمه ای و پایین و خارج در پاریس و لندن" بر اساس دورانی بود که او در برمه بود و با فقر در دو پایتخت اروپايي زندگی می کرد. "تقدیر از کاتالونیا" گزارشی از تجربیاتش در جنگ داخلی اسپانیاست.او از سابقه خود در امر تدریس در مدرسه در رمان "دختر کشیش" استفاده می کند در حالی که در کتاب "برافراشتن برگ عبایی" زندگی یک دستیار کتاب فروش را توصیف می کند. "اسکله ویگان" داستان زندگی بی کارها در شمال صنعتی انگلستان است.

نمایی از جنگ آدمها و حیوانات مزرعه
اما اورول بیش از همه بخاطر دو کتاب آخر خود معروف است. كتاب "1984" كه يك نگاه ترسناك به دنياي تخيلي آينده دارد و زندگي افراد و حتي افكارشان در آن توسط دولت كنترل مي شود. عشق و محبت سركوب مي شود، حقايق تحريف شده هستند و افراد زندگي خصوصي ندارند.
من فكر مي كردم هدف از برنامه كتاب خواني يافتن نظرات مختلف در مورد يك كتاب و پاسخ به سوالات در مورد كتاب با استفاده از عقل جمعي است. سود كتاب خواني جمعي در همين نكته نهفته است و اگر قرار باشد اين نكته اجرا نشود بهتر است هر كس كتابي را كه مي خواهد بخواند، بر اساس علايق و سليقه خود انتخاب كند. سوال خود را در مورد "شاهزاده كوچولو" پرسيدم ولي متاسفانه كسي، حتي جوابي در حد "نمي دانم" به اين سوال نداد. اين بار سوالاتي در مورد "مزرعه حيوانات" دارم كه در اواسط هفته خواهم پرسيد.
ادامه مطلب>>>
پایگاه اینترنتی اختصاصی سال بزرگداشت مولانا از سوی دوستداران شعر و اندیشه این شاعر ایرانی راه اندازی شد. این پایگاه اینترنتی توسط تعدادی از علاقه مندان مولانا و با هدف انعکاس آخرین اخبار و تحولات مربوط به این سال و همچنین آخرین مقالات مربوط به مولانا راه اندازی شده است. علاقه مندان به مولانا جهت همکاری با سایت می توانند با ای میل مطالب و دیدگاه های خود را به آن ارسال کنند. راه اندازی این سایت در میان موج تبلیغاتی که ترکیه برای این شاعر بزرگ ایرانی به راه انداخته می تواند بسیار موثر باشد.
خانم نهضتی لطف کردن و نظری دادن برای اینکه زبان ما بهتر بشه، حالا منم از همه اجازه می خوام عرض کنم کاش در کنار یادگیری زبان انگلیسی، سعی کنیم زبان مادری خودمونو بهتر صحبت کنیم. می دونید که زبان ما پر شده از واژه های بیگانه، ای کاش سعی کنیم تا حد امکان از این واژه ها کمتر استفاده کنیم.
بیایید پارسی بگوییم و پارسی بنویسیم.
استقبال:پیشباز
انعکاس:بازتاب
صلح:سازش،آشتی
فلش:پیکان
کم و کیف:چند و چون
موُمن:پیرو،گرویده،پرهیزگار،پارسا
۶ عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت(طیف علامه) و ۱۰ نفر از فعالان دانشجویی حاضر در دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت پیش از ظهر روز دوشنبه و در سالگرد فاجعه ۱۸ تیر از سوی نیروی انتظامی دستگیر شدند.
حالشو ببرید!!!
لینک تصحیح شد.
احترامت منو کشته!
چه خبر است؟ نه جدا چه خبر است؟ گویا دوستان رسانه یی محترم دولت محترم, طی مراسمی احتراما و رسما می خواهند مطبوعات را...! واقعا همین طور است؟ معاون محترم ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور محترم, طی حرف های به شدت محترمانه یی که در آن چندین بار از واژه ی کثیف استفاده کرده اند, گفته اند که مطبو عات منتقد کارهای سیاه و غیربهداشی می کنند! ایشان در ادامه سخنانشان بوی تهدید گرفته و حتی ترسناک شده ما همین جا به تمام مطبوعاتی که به دولت انتقادی کرده اند توصیه ی اکید می کنیم که الف) تمام عوامل تحریریه روزی سه مرتبه حمام بروند تا اینقدر کارهای "کثیف" نکنند! ب)سردبیر این روزنامه ها شنونده ی دائمی رادیو سلامت شود تا دست به کارهای "غیر بهداشتی" نزند. ج)دور و بر چیزهای "سیاه" هم نگردید, خوب نیست, هیچ رقمه! د)تا اطلاع ثانوی همین کارها را بکنید و منتظر سخنان بعدی دوستان باشید. در همین اثنی مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور هم گفته که هیچ رسانه یی حق ندارد خودش را منتقد دولت بداند, ما ضمن استدعا از ایشان در این باب که لطفا کمی کمتر در این زمینه به رئیس جمهور محترم مشاوره بدهند عرض می کنیم که الف) دوستان محترم عصبانیت شما هم برای قلب تان ضرر دارد هم برای مطبوعات! ب) گمانم این جمله مال این دوستان نیست کار همان مطبوعات نامرد است! ج) در راستای گزینه ب عرض کنم که ما یک بررسی آماری کردیم مطبوعاتی ها باز خودشان بودند د)حال کردین چقدر گفتم احترام, محترم... از ترسم نبود که, باور کنید! به قول ژان پل بلموندو "احترامت منو کشته!"
از فرهنگ جاودان و اهورایی ایران سخن می گوید:
هفته نامه خبری-فرهنگی امرداد
www.amordad.net (امرداد را پس از چاپ در این تار نما بخوانید)
www.amordad.org (نخستین تالار گفتگوی ایرانیان و پارسیان)
البته امرداد متعلق به هموطنان زرتشتی ست ولی منبع بسیار مناسبی برای هر انسان فرهنگ دوست و وطن پرستی ست.






