و این هم یک سری سوال از نوع سوال های علی رجبی که همین الان به دست بنده رسید.حیف دیدم که شما را از بهره بردن از آنها محروم کنم.
1. شیطان کیست؟
الف. موجودی که ما را اغوا می کند
ب. موجودی که سالهای گذشته به شکل یک دختر جوان و اخیراً به شکل یک پسر مامان جلوه گر شده مردم را گول می زند
ج. یکی از مهم ترین مخلوقات استاد سیروس مقدم
2. عالم غیب به چه معناست؟
الف. عالمی که توسط حس درک نمی شود
ب. عالمی که به چشم در نمی آید مگر در تلویزیون
ج. عالمی که کسی از آن خبر ندارد مگر استاد سیروس مقدم و دوستان
د. عالمی که آدم در حال اغما متوجه آن می شود
ه. همه موارد به اضافه موارد دیگری که فقط استاد سیروس مقدم می داند و لاغیر
3. صداوسیما چه جور جایی است؟
الف. جایی که هرکی هرکی نیست و در آنجا هرکسی نمی تواند الکی سریال ساز شود مگر اینکه با یک کارشناس مذهبی آمده باشد
ب. اتفاقاً جای خوبی است و خیلی حال می دهد
ج. جایی است که هیچکس به خودش اجازه نمی دهد با اعتقادات مردم بازی کند
د. جایی است که در آن عالم غیب تبدیل به عالم شهادت می شود
4. شیطان چگونه وارد صداوسیما شد؟
الف. از راه در
ب. از راه پنجره
ج. از طریق گول زدن مسئولان حراست جام جم
د. در معیت استاد داداشی (ملقب به علیرضا افخمی) سازنده سریال معنوی" او یک فرشته بود"
5. اگر استاد سیروس مقدم لطف نمی کردند و سریال اغما را نمی ساختند چه اتفاقی می افتاد؟
الف. مردم بعد از افطار می خوابیدند که با توجه به اینکه خواب روزه دار قبل افطار ثواب دارد نه بعد افطار، چندان مناسب نبود
ب. مردم از یاد شیطان غافل می شدند و گول می خوردند و می رفتند جهنم
ج. تعداد صفرهای حساب بانکی استاد مقدم و دوستان کم می شد که خدا را خوش نمی آمد
د. جامعه پزشکان به یک سریال دیگر اعتراض می کردند
6. شیطان چگونه یک نفر را اغوا می کند؟
الف. با استفاده از گریم
ب. با استفاده از جلوه های ویژه علی الخصوص دستگاه تولید بخار ساخته استاد سیروس مقدم
ج. با غیب شدن و ظاهر شدن به طور یهویی
د. با نامردی
7. چرا متخصص بیهوشی سریال اغما (موسوم به دکتر لعیا زنگنه) همیشه توی بخش ولو است؟
الف. چون هر آن ممکن است یکی از پرسنل بیمارستان بیهوش شود
ب. چون زنان باید در سریالهای تلویزیونی حضور فعال در همه بخش ها داشته باشند
ج. چون دکتر لعیا زنگنه برای این سریال کلی دستمزد گرفته و اگر فقط در اتاق عمل حضور داشته باشد پول بیت المال حرام می شود که به لحاظ شرعی صحیح نیست
د. گزینه د
8. چرا سریال اغما همزمان با پخش تولید می شود؟
الف. چون وقت طلاست
ب. چون اگر شیطان از قبل می دانست می خواهند درباره اش فیلم بسازند علاوه بر دکتر پژوهان استاد مقدم را هم اغوا می کرد
ج. چون در فاصله ماه رمضان گذشته تا ماه رمضان امسال کسی نمی دانست امسال هم قرار است سریال بعد از افطار داشته باشیم
د. چون استاد مقدم تازه ساختن سریال قبلی را تمام کرده اند
ه. چون کارشناس مذهبی مربوطه هر روز ادامه داستان را مکاشفه می فرمایند
اندک زمانی بیش نمی گذرد(حدود یک شهر)که سوالی ذهن این بنده حقیر را به خویش مشغول داشته و آن را از پرداختن به درس و کتاب باز داشته است.امید دارم که امیدم را ناامید نکنید و دستی هم برای بالا کشیدن این مفلس در ته چاه مانده دراز کنید.
و اما سوال : این پیر بابای سریال اغماء در دوره شباب به چه شکلی در میان عوام مورد خطاب قرار می گرفته؟ جوان بابا،بابا جوان و ..
و اما در دوره طفولیت چطور؟ نوزاد بابا ، خردسال بابا و ...
قدسی و جلال من فدای هستی
سینا و غزاله نوکرای هستی
ای کاش که یونس بشه چون کره خری
تا بلکه بره به زیر پای هستی
شد هستی من فدای یک غمزه او
هم هستی و نیستیم برای هستی
اولی : کامپیوتر بلدی؟
دومی : آره ، تا حدی
سومی : روشنش کن.
چهارمی : نه دیگه تا این حد!
پنجمی : همسرم درست 26 روز بعد از ازدواج فوت کرد!
ششمی : خب، خدارو شُــکر. زیاد زجر نکشید!
هفتمی : داداش سیگار کشیدن جلوی پمپ بنزین ممنوعه
هشتمی : برو بابا ! من جلوی بابام هم سیگار میکشم ( هه هه هه هه ! )
نهمی : بالای درخت چیکار میکنی؟
دهمی : دارم گردو میخورم.
یازدهمی : احمق! این که درخت چناره!
دوازدهمی : احمق خودتی، توی جیبم گردو دارم!
سیزدهمی : از چه رنگی خوشت میاد؟
چهاردهمی : کم رنگ !
پانزدهمی : کجا میری؟
شانزدهمی : نمیرم؛ دارم برمیگردم!
هفدهمی : به نظرت کسی به این حرفهایی که زدی، خندید؟
هجدهمی : انشالله !
نوزدهمی : …’،؛’.”،:ــ:.ـ؛”…:;.
بیستمی : .:..:.:" .،؛,ٌ.: "::
توضیح : 19 و 20 برای عزیزان نابینا نوشته شده است!
![]()

وقتي سياهي و كبودي شهر را ديدم كه بر سر براق شدن كلبه هاي خويش را مي سوزاندند, وقتي ماه كوچك آسمان شهر را ديدم كه بي تابي آسمان را مي نماياند وقتي از بالا به شهر قرباني سوخته اي نگريستم كه گناهش تاب كبودي و سياهي بود زماني كه مرداب را ديدم كه در آرامش خويش خشك شده بود و با غوكان آشتي نمي كرد .
اي درياي بيكران الهي از بالا تنها تو رابه رنگ آبي آسمان ديدم كه سرگرم بازي با ماهيان خويش بودي و با زمان بر سر يكرنگي با ماه بر سر آرامش و با آبشار بر سر خروش نبرد مي كردي و كلبه ي خويش را وقف زيبارويان خفته در شن هاي ساحل كردي و تاب خويش را به عاشقان بيدار در انتظار ساحل دادي تا همچو شهر به گناه تاب عشق خويش بسوزند و زيبايي آسمان را نماياندي تا زيبا رويان مغرور نباشند و ماه ديگر دم از بي تابي آسمان نزند در آن زمان از بالا ي شهر محروق خويش تنها تو را خاموش ديدم اي درياي بيكران الهي , رنگ آبيت را مي خواهم تا سياه و كبود را آبي كبود نمايم و مرداب خشك در آرامش خويش را زنده نمايم و با غوكان آشتي دهم نبرد بر سر يكرنگي آرامش وخروشت را مي خواهم تا سياهيان كلبه هاي خويش را باز سازند و خاموشيت را به شهر محروقم بدهي تا همه ي شهر دريا شود .





