تبليغاتX
برقی های 85 دانشگاه شهید عباسپور

برقی های 85 دانشگاه شهید عباسپور
دانشگاه صنعت آب و برق تهران
آداب و رسوم سه شنبه سی ام مرداد 1386 12:53

 

 

شايد  اين باور هاي سنتي نزد افكار عمومي عصر حاضر چندان اعتباري نداشته باشه  اما وقتي كتاب آداب و رسوم يه منطقه رو بخونين  متوجه می شین  خيلي از حركات و رفتار انسانهاي تحصيلكرده هم ناخواسته از روي آداب و رسومه :

جملاتي كه مي خونين چكيده اي از آداب و رسوم منطقه ي سوادكوه (شهرستاني كوهستاني در استان مازندران)هست:

 

كسي كه زياد ته ديگ مي خورد عروسي اش باراني مي شود

وقتي براي زن حامله لباس مي دوزند اگر مرد يا پسر وارد خانه شود آن نوزاد پسر و اگر زن يا دختر وارد شود مي گويند نوزاد دختر است

زماني كه مي خواهند بفهمند زن باردار دختر است يا پسر بر سرش نمك مي ريزند (بدون آنكه متوجه شود) اگر پشت لبش را دست ماليد نوزار پسر و اگر روي سر خود دست ماليد نوزاد دختر هست.

اگر پروانه اي درون اتاق بيايد و حركت دوراني داشته باشد مقداري آب بيرون مي ريزند و مي گويند مرده ي شان نياز به آب دارد.

اگر در روز عروسي باران ببارد نشانه ي خير و بركت است

احتمالا همتون تو كتاب ادبيات سال دوم دبيرستان خوندين :آواز داروگ(قورباغه ي درختي) نشانه ي بارندگي است

هر كسي ماه نو را در آسمان ببيند اول بايد هفت  درخت سبز را نگاه كند و بعد صلوات بفرستد

در روز 12 تيرماه كه يك روز قبل از تير ماه سيزده است با تير به درختي كه ميوه نمي دهدحمله مي كنند عده اي پادرمياني مي كنند و قول مي دهند كه اين درخت حتما سال آينده ميوه ميدهد معتقدند با اين كار درخت تنبيه مي شود.

هر روز هنگام خارج شدن از خانه بايد اول با پاي راست قدم برداشت.

اگر هوا رعد و برق شود يا سه روز هوا باراني است يا هفت روز.

اگر باد قاصدك را جلوي كسي بياورد خبر خوشي به او مي رسد.

اگر در هواي آفتابي باران ببارد مي گويند عروسي شغال است.

اگر شخصي شب عيد در منزل خود نباشد تمام سال را بيرون از خانه به سر مي برد.

در قديم مي گفتند شبها زير درخت گردو نرويد جن زده مي شويد!!!

ناخن گرفتن در شب بد يمن است.

 

 

بدون شرح

 

مردم سوادكوه معتقد بودن كه شب هاي چهارشنبه نبايد از خونه خارج شد و يا از جاهاي تاريك و دره ها عبر كرد چون اين شب در تصرف جن است و اجنه در اين شب آزادانه پرسه مي زنن و ممكن است آسيبي به انسان وارد كنن اگر به ناچار در اين شب به تاريكي برخورد كنن بايد تند تند بسم الله الرحمن الرحيم بگن تا جن غيب شه و نتونه آزار برسونه بعضي ها بر اين باورن كه جن هاي شرور و زشت رو در اين شب ظاهر مي شن و اين امر اونقدر بين مردم سوادكوه جا افتاده كه براي تحقير كسي كه زشت خوه مي گن : فلاني شبيه جن شب چهارشنبه مي مونه!!

 (اميدوارم اين جور اعتقادات كه حتي دامنگير مردم دهاتهایی از دماوند و فيروزكوه هم هست برا مردم دردسر بیشتری درست نكنه)

 

شايد با شنيدن اين داستانها همتون بخندبن يا خيال كنين كمتر كسي هست كه اين حرفها رو باور كنه اما به هر حال اين باورها هنوز هم در بسياري از شهر ها و دهاتهاي دورافتاده ي ايران عزيز مون وجود داره كه خيلي هاشون جالبو مقدسه  و خيلي هاشون هم ................................

 

البته آداب و رسوم این منطقه خیلی فراوون تر از اونیه که بخوام تو این چند خط خلاصه کنم اگه مایل باشین آداب و رسوم بیشتری از این قوم رو براتون بگم

نوشته شده توسط حسین رضایی | موضوع: | لینک ثابت |

سه شنبه سی ام مرداد 1386 10:38
آدرس سایت سازمان علمی دانشجویی مهندسی برق کشور و همچنین جشنواره مهندسی برق کشور تغییر یافت.

 

برای ورود به سایت سازمان اینجا را کلیک کنید.

نوشته شده توسط علی رجبی | موضوع: اطلاعیه های وبلاگ | لینک ثابت |

یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 19:30

آن چه در اين لحظه انجام مي دهم ، يا نمي دهم ، به اندازه ي بزرگترين رويداد گذشته ، براي هر آنچه در آينده قرار است رخ دهد مهم است .

در چنين نگرش فوق العاده اي از تأثيرات ، تمام اقدامات ، بزرگ ، و نيز كوچك هستند.

            

                                                                                         فریدریش نیچه

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: فلسفه و اندیشه | لینک ثابت |

جنبش آزادگان یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 12:36

راستش گفتم اگر به جای copy کردن از وبلاگ های زیر, لینک آن ها را بگذارم تا خود شما آن ها را ببینید خیلی بهتر است. باید بگم "نهضت شعوبیه بخش اول و دوم" کامل تر است و البته طولانی تر.

حق و صبر

نهضت شعوبیه-بخش یکم

نهضت شعوبيه - بخش دوم

                                     و در آخر درود بر روان پاک تمامی شهدای راه وطن

                                                                       جاوید ایران

نوشته شده توسط پیام محمدی | موضوع: | لینک ثابت |

شهر دیوانگان جمعه بیست و ششم مرداد 1386 20:20

يك جادوگر قدرتمند كه ميخواست سراسر يك پادشاهي را نابود كند ، يك معجون جادويي در چاهي ريخت كه تمامي ساكنان شهر از آن مي نوشيدند. هر كس از آن آب مي نوشيد ، ديوانه مي شد.

صبح روز بعد، همه مردم شهر از آب آن چاه نوشيدند و همه ديوانه شدند ، به جز خود شاه و خانواده اش كه چاه مخصوصي داشته، و جادوگر نتوانسته بود آن چاه رامسموم كند.

 

شاه نگران شد و سعي كرد با صدور يك سلسله فرمان براي حفظ امنيت ملي و سلامت عمومي، مردم را مهار كند. اما پليس ها و كارآگاه ها هم از آب مسموم خورده بودند و فكر مي كردند تصميم هاي پادشاه احمقانه ست، و تصميم گرفتند هيچ توجهي به آن ها نكنند . وقتي ساكنان آن سرزمين فرمان ها را شنيدند ، مطمئن شدند كه پادشاه ديوانه شده و فرمان هاي نامعقول صادر مي كند . به طرف قصر تظاهرات كردند و از او خواستند كناره گيري كند.

 

پادشاه ، با نوميدي تصميم گرفت از تخت كناره گيري كند ، اما ملكه جلوش را گرفت و گفت:« بيا برويم از همان چاه عمومي بنوشيم. بعد ما هم مثل آن ها مي شويم.» و همين كار را كردند:

 

پادشاه و ملكه از چاه ديوانگي نوشيدند و بي درنگ شروع كردند به چرند گفتن. زيردست هاشان بلافاصله توبه كردند؛ حالاكه شاه داشت اين اندازه خردمندانه سخن مي گفت ، چرا نبايد بگذارند بر كشور حكومت كند؟

آن كشور در صلح و صفا به زندگي خود ادامه داد ، هر چند رفتار ساكنانش بسيار متفاوت با كشورهاي همسايه بود. و پادشاه توانست تا آخرين روزهاي عمرش بر آن كشور حكومت كند.

 

                                  

                            بر گرفته از کتاب ورونيكا تصميم مي گيرد بميرد - پائولو كوئليو

 

===================>>> نظر یادتون نره <<<===================

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: ادبیات | لینک ثابت |

درد و دل برای کورهای این زمانه - کوری نوشته ژوزه ساراماگو جمعه بیست و ششم مرداد 1386 13:14

بالاخره کتاب کوری نوشته ژوزه ساراماگو را که آقا جواد معرفی کرده بود خوندم. عالی بود اونقدر که من جر‌‌أت نکردم چیزی درباره اش بنویسم جز حرفهایی است که سالهاست می نویسم برای ...


آیا همـــۀ ما کور زندگی نمی کنیم؟

زیبایی ها را نمی بینیم، ارزشها را کشته ایم. همانند کورها فقط لمس کردیم. تمام بدی ها را لمس کردیم آنچانکه گویی چشمهایمان فقط در برابر پلیدی باز بوده و قدرت بینایی داشته است.

کوری مرض بشراست، کوری بزرگترین هدیه مدرنیته برای نوع بشر بوده!

ما همه می دانیم که کور هستیم اما دروغ می گوییم که همه چیز را می بینیم. ما هر روز مرگ را تمرین میکنیم و به دروغ نام زندگی بر آن میگذاریم. هیچ یک از ما سیاهدل به دنیا نیامده ایم، اما آن قدر تظاهر به سپیدی کردیم که کور ماندیم در فهم حقیقت، در باور لحظات.

حقیقت را به دروغ زشتی نام نهادیم. آیا پلیدی در کنار زیبایی زیبا نیست؟ من آن دنیایی را آباد میخواهم که زشتی داشته باشد؛ اما در کنار زیبایی. همان طور که اگر شیطان نباشد خدا معنایی ندارد.

زنندگی میکنم با آرزوی سلامتی برای تمام نامردان تاریخ! تا بتوانم مردان تاریخ را پیداکنم و الگوی مردانگی قرار دهم.

اما من هنوز هم در زیباییها و زشتی های این دنیا مانده ام؛ در خلقت خدا !

من گم شده ام ،  نابینا ، مرده  ،  نمیدانم کجا هستم!

نوشته شده توسط علی رجبی | موضوع: کتاب | لینک ثابت |

اگزیستانسیالیسم چه می گوید؟ - سورن کی یر کگارد چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 18:2

اگزیستا نسیا لیسم چه می گوید؟

۱) محور تمامی کاوشهای فلسفی در این تفکر وجود انسان است. برخلاف اکثر فلسفه ها و مکاتب قبل از اگزیستانسیالیم که بر پایه هستی بنیان گذاری شده بودند، این مکتب تمامی فلسفه و حتی مسائل دینی خود را انسان قرار داده بود.

۲) اگزیستانسیالیستهای خداپرست، وجود انسانی را در تعالی به سوی خدای یگانه می دانند؛ از طرف دیگر چهره های الحادی این مکتب وجود را در تعالی به سوی نیستی جستجو می کنند.

نظریاتی همچون نظریۀ الحادی اگزیستانسیالیسم در شکل گیری شخصیت بشر بیشترین نقش را داشتند. به طور مثال مقوله از خود بیگانگی یا غربت ریشه عمیقی در فلسفه وجودی انسان دارد که بحث در این مورد از موضوعات مورد علاقه در قرن 19 بین تمامی فیلسوفان بود.

این گونه افکار کم کم به تولد نظریات نهیلیستی در ابتدای قرن 20 انجامید ( متاسفانه!).

۳) فیلسوفان وجودی به شدت با عقل گرایی مخالف بودند. آنها انسان را موجود بی خردی می دانستند که احساس، غریزه، اراده و ... وجود او را ساخته است.

۴) موجودات آن طور که هستند، شناخته نشده اند. بلکه آن طور که بر ما ظاهر میشوند شناسایی میشوند.

۵) ترویج فردگرایی از بارزترین کارهایی بود که توسط این نظریه پایه ریزی شد. مثلا در مقوله های عرفانی، سلوک فلسفی را تنها به صورت فردی موثر می دانستند. به زبانی ساده تر برای فرار از اجتماع و معیارهای سخت جوامع بشری جدید، سعی کردند آزادی فردی را رواج بیشتری بدهند.

۶) اگزیستانسیالیستها مخالفان سرسخت معرفت شناسی در فلسفه جدید بودند تا جایی که کانت و دکارت که از بزرگترین نظریه پردازان دوره جدید بودند توسط فیلسوفان اگزیستانسیالیستی همچون نیچه، هیدگر و مرلوپونتی مورد حمله شدید قرار گرفتند.

۷) ردپای فیلسوفان هر دوره یا هر مکتب را میتوان در آثار ادبی آن دوره یا مکتب دید. اغلب فیلسوفان این مکتب برای ترویج اندیشه های خود رو به آثار فرهنگی، هنری و ادبی نهادند. به طور مثال ژان پل سارتر که چه بسا شهرتش در ادبیات بیش از فلسفه است!

 

سورن   کی یر کگارد

سورن کی یر  کگارد پرکارترین فیلسوف قرن 19 دانمارک تقریبا با تمامی فلاسفه قبل و معاصر خود و تمامی نظرات فلاسفه یونان باستان مخالف بود!

کی یر کگارد مخالف شدید نظریات هگل و همچنین عقاید فئودالیسمی و متهجرانه کلیسا بود. او آنقدر در مخالفت با کلیسا اصرار ورزیده بود که از او به عنوان پدر فکری نئو ارتدکس یاد میشود.

وی موسس نظریۀ اگزیستانسیالیسم بود. او از اولین کسانی بود که مرزهای ارتباط فلسفه با ادبیات و روانشناسی را در هم شکست.

همچنین او در پست مدرنیسم و اومانیسم نیز نظریاتی ارائه داده است.

او افکار جدیدی را بیان کرد، این سخنان دلیلی بر این مدعاست:

۱-      حقیقتی را بیان میکنم که از نظر خودم درست باشد.

۲-      دوست داشتن خود را هرگز فراموش نکنید.

۳-      یاد بگیرید که یاد بگیرید، مسائلی در دنیا وجود دارد که یادگرفتنی نیست و یاد بگیرید که آنها چیستند!

۴-      این درست لذت محض است؛ در لحظۀ مرگ، زندگی جدید خلق کردن.

۵-      دردناکترین لحظه زندگی آن لحظه ای است که به آینده فکر میکنید.

۶-      مسئولیت، یکی از بزرگترین دردسرهای آزادی است.

۷-      کدام سخت تر است؟ بیدار کردن کسی که خواب است یا بیدارکردن کسی که خواب می بیند که بیدار است؟!

 

جمله ای از سورن کی یر کگارد که اوج حرفهای اگزیستانسیالیستی و نهیلیستی را به زبان میآورد:

 

من کی ام؟    چه طور به دنیا آمده ام؟   چرا با من مشورت نشد؟    چگونه این چیز را دنیا می نامند؟ اگر من ناچارم که در آن دخالت کنم، تهیه کننده این چیز، چه کسی است؟   می خواهم او را ببینم!

نوشته شده توسط علی رجبی | موضوع: فلسفه و اندیشه | لینک ثابت |

تخیلات واقعگرایانه...!!! دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 2:39

دانشگاه عباسپور - سال 1400:

 

- معاون آموزشي دانشگاه شهيد عباسپور با قيافه اي حق به جانب ، در مصاحبه با همكار ما ، سقف نمره در اين دانشگاه را 10 اعلام كرد و خاطر نشان ساخت كه هيچ استادي حق دادن نمره 10 را ندارد!

پس از اعتراض همكار ما به اين تصميم ، معاون محترم او را به 14 سال حبس تعزيري و اخراج از دانشگاه تهديد كرد!!

 

-  پس از حرف و حديث هاي فراوان، با اضافه شدن دو دستگاه كامپيوتر ، مدت زمان مجاز استفاده روزانه از اينترنت در دانشگاه ، از 7 ثانيه به 9 ثانيه رسيد ! صاحب نظران از علاقه ي هيئت مديره ي دانشگاه به تغيير كاربري دانشگاه به مكتب خانه خبر داده اند!

 

- "شركت همكار" اعلام كرد كه به هيچ وجه قصد جابه جايي وزير فعلي نيرو را ندارد . اين شركت پيشتر ، در مناقصه اي بودار، دولت ايران را در دست گرفته بود!

شركت همكار، فعاليت خود را از سال 1384 با بدست گرفتن سلف دانشگاه عباسپور آغاز كرده بود.

 

- شب گذشته ، دو دانشجوي عباسپوري كه قصد رفتن از خوابگاه يك به خوابگاه ارشدها را داشتند، در تصادفي دلخراش با يك دستگاه تريلي در اتوبان همت، جان خود را از دست دادند!!

اين در حالي ست كه هفته گذشته نيز ، در جريان بازي واليبال دانشجويان در زمين واليبال خوابگاه ، توپ به داخل اتوبان زاهدان- خرم آباد كه از كنار زمين واليبال عبور مي كند افتاد و دانشجويي سر به هوا جان خود را بر سر آوردن توپ از دست داد!

 

-  اين هم خبري خوشحال كننده :شنيديم كه چند روز قبل ، (...) به عنوان آخرين هشتاد و پنجي، فارغ التحصيل شد! او كه در ترم هاي اول و دوم در مجموع توانسته بود 12 واحد را پاس كند،  متأسفانه نتوانست با همين سرعت به پاس كردن واحدها ادامه دهد ...

 

- تعداد دوره هاي آموزشي كوتاه مدت در دانشگاه ، به 11420 دوره در ماه رسيد كه طي آن 932761 نفر، آموزش هاي لازم را در اين دانشگاه ديدند!

لازم به ذكر است كه به علت حجم بالاي اين دوره ها، كلاس هاي دانشجويان در جنگل دانشگاه تشكيل مي گردد!

 

- ظهر ديروز ، گروهي از دانشجويان گرسنه كه پوستشان به استخوان چسبيده بود، نسبت به حذف ماست از برنامه ي غذايي اعتراض كردند . تا پيش از اين "نون و ماست" غذاي اصلي دانشگاه بود كه از امروز فقط نون خالي بين دانشجويان گرسنه توزيع مي شود. مشكلات مالي، دليل اصلي اين تصميم عنوان شده است.

 فائو بار ديگر وضع تغذيه دانشجويان عباسپور را بحراني خواند!

 

- دفترچه های کنکور سراسری ٬ هفته قبل توزیع شد. در قسمت مربوط به دانشگاه عباسپور فقط این مطلب به چشم می خورد:

« ما هیچ چی نداریم که به شما بدیم! می خواهید این جا رو انتخاب کنید٬ می خواهید انتخاب نکنید .. در هر صورت به ما ربطی ندارد.

پیوست: سرویس بهداشتی و آب آشامیدنی موجود نمی باشد .. پیش گیری های لازم را خودتان به عمل آورید!! »

 

- موج جديد ترميم فضاي فرهنگي دانشگاه ها به دانشگاه عباسپور نيز رسيد.

بر اساس مصوبه جديد ، هر دانشجويي كه موهايش را شانه كند، براي هميشه از تحصيل محروم خواهد شد! نگاه به جنس مخالف حكم اعدام ، پوشيدن شلوار لي حكم قصاص، نوشتن با خودكار صورتي حكم سنگسار و اقدام به خنديدن حكم قطع دو دست را به همراه خواهد داشت!

خوردن آب با دهان، ديدن فيلم ، استفاده از ساعت مچي و  رفتن به بوفه ، از ديگر موارد تخلف به شمار مي روند!

 

===================>>> نظر یادتون نره <<<===================

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: طنز | لینک ثابت |

من و هري پاتر 7 شنبه بیستم مرداد 1386 12:20

 سلام

 

شوق خواندن هري پاتر من رو تا 6 صبح بيدار نگه داشت و خوشبختانه تمامش كردم .

 

اولش خيلي بهت زده بودم ، قبل از خوندن فصل آخر ، ولي با خوندن فصل آخر و (همه در كنار هم تا آخر دنيا به خوبي و خوشي زندگي كردند !!) بدجوري عصباني شدم . اين رولينگ اعصابم رو به شدت خورد كرد . كتاب پر بود از حوادث غير قابل باور مثل ناكامي "دالاهوف" در نبرد با "دين" و موارد اين مدلي كه تو فصل هاي آخر به اوج خودش رسيده بود و اينكه بهترين جادوگر تاريخ (لرد ولدمورت) نتونست از پس يه مشت بچه بر بياد!!

 

مثل اينكه خانم رولينگ عزمش رو جزم كرده بود تا همه چيز به خوبي و خوشي به پايان برسه ! مرگ "ولدمورت" قابل پيش بيني بود چون رولينگ چاره اي جز اين نداشت، ولي حداقل بايد از بين رون، هري و هرميون يه نفر كشته مي شد. پايان هندي وار داستان، خشم من يكي را به شدت برانگيخت!

 

معلوم بود كه رولينگ آخرش از قضيه چوبدستي ها براي پايان داستان استفاده مي كند . اين همه خوش شانسي آوردن هري در برابر ولدمورت ديگه نوبره به خدا! آخه شانس يه دفعه مي شه دو دفعه مي شه نه صد دفعه! خودتون تصور كنيد كه در دنياي جادوگرها بوديد و ولدمورت به شما حمله مي كرد؛ وجدانا چقدر امكان داشت كه در اثر اتفاقات حيرت انگيز شما زنده بمانيد؟

 

چند مورد مشكوك هم وجود داشت :

- رون چطور تونسته بود زبان مارها را ياد بگيرد؟ انگار اين كار مسخره بازيه كه با تقليد صدا بتوني به زبان مارها حرف بزني و وارد تالار اسرار بشي!

 

- چرا دامبلدور با اون همه هوشش در چند سال تلاش كردن نتونست نيم تاج ريونكلاو رو پيدا كنه ولي هري اون رو در عرض 15 دقيقه پيدا كرد! و ضمنا دامبلدور هم بر خلاف نوشته ی کتاب ٬ از وجود اتاق نيازمندي ها مطلع بود(در جريان كتاب 5)

 

- چرا ولدمورت نيم تاج رو كه انقدر براش اهميت داشت رو تو اتاق نيازمندي ها به اون شكل رها كرده بود؟ يعني يه لحظه هم فكر نكرده بود كه اين همه وسايل  اتاق رو دانش آموزها در طول سال ها در اتاق پنهان كرده اند پس تنها خودش نيست كه از وجود اون اتاق اطلاع داره. حداقل مي تونست يه جوري پنهانش كنه كه كسي پيداش نكنه. ... خوشحالم كه بعد از خوندن كتاب 6 ، اين جاودانه ساز رو درست حدس زدم گرچه هيچ كس حرفم رو قبول نمي كرد.

 

- رفتن هري و دوستان به وزارت خانه و گرينگوتز و هاگوارتز به راحتي تمام ، با وجود اين همه اقدامات حفاظتي!

 

- و ده ها سوتي ديگه ....!!

 

عشق اسنيپ به ليلي هم از مدت ها پيش حدس زده مي شد.

 

هيچ كس حق نداشت و هيچ كس قدرتش رو نداشت كه لرد ولدمورت  پر ابهت رو بكشه مگر دامبلدور . رولينگ با اين طور كشتن ولدمورت، به همه ي بزرگي او توهين كرد . مي تونست ولدمورت رو طوري بكشه كه عظمتش حفظ بشه .. نه اين طور مسخره .. ولدمورت كشتن كه بچه بازي نيست ...

 

گرچه رولينگ اكثر ايده هاشو از ارباب حلقه ها گرفته بود ولي عمرا نتونست كتابش رو مثل "تالكين" تموم كنه .... اگر "سه گانه ي ارباب حلقه ها" رو خونده باشين ، اهميت يك پايان خوب رو درك مي كنيد ... رولينگ كجا و تالكين كجا ... پایان ارباب حلقه ها کجا و پایان هری پاتر کجا ... تفاوت نویسنده ها در همین جا ها معلوم میشه ...

 

مورد ديگه مرگ سوروس اسنيپه. اين يكي هم قابل تحمل نبود. اول سيريوس، بعد دامبلدور و حالا اسنيپ. درسته كه قرار نيست همه زنده بمونن ولي آدم انتظار نداره كساني مثل دامبلدور و اسنيپ و لرد ولدمورت به همين راحتي كشته بشن ولي هري و دوستانش (مثل يوگي و دوستان!) هميشه پيروز باشند. من از همون اولش از دامبلدور و اسنيپ و ولدمورت خوشم مي اومد... چون  متكي به قدرت و هوش خودشون بودند ، نه مثل هري كه دائم با خوش شانسي از مهلكه فرار ميكرد ... ولي هر سه مردند ... تصميم گرفتم كه عكس اسنيپ و دامبلدور رو هيچ وقت از ديوار اتاقم جدا نكنم ... براي هميشه ... براي دامبلدوري كه مظهر نيكي بود و اونقدر خوب بود كه هيچ كس نميتونه اونقدر خوب باشه ... و براي اسنيپي كه اونقدر وفادار بود و اونقدر دوستش داشتم  ...

 

 

========>>>  هر کس کتاب هری پاتر ۷ رو خونده نظرش رو درباره ی اون بنویسه ... ممنون

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: کتاب | لینک ثابت |

دانلود همه ی کتاب هری پاتر و قدیس های مرگبار شنبه بیستم مرداد 1386 12:11

سلام .. مثل اینکه لینک های پایین دچار مشکل شدن . می تونید همه ی فصل ها رو از این جا دانلود کنید :

 

                          دانلود فصل  ۱  كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل  ۲  کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ 

                          دانلود فصل  ۳  کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل  ۴  کتاب هری پاتر و قدیسان مرک

                          دانلود فصل  ۵  كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل  ۶  كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل  ۷  كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل  ۸  كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل  ۹  کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۰ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۱ کتاب هری پاتر و قدیسان مرک

                          دانلود فصل ۱۲ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۳ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۴ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۵ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۶ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۷ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۸ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۱۹ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۰ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۱ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۲ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۳ کتاب هری پاتر و قدیسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۴ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۵ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۶ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۷ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۸ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۲۹ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۰ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۱ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۲ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۳ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۴ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۵ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۶ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

                          دانلود فصل ۳۷ كتاب هري پاتر و قديسان مرگ

 

 

با تشكر از وبلاگ www.bookhp2000.blogfa.com

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: کتاب | لینک ثابت |

خدا و شیطان جمعه نوزدهم مرداد 1386 12:8

 

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460-
F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.


نام آن مرد جوان ، آلبرت انیشتن بود .

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: فلسفه و اندیشه | لینک ثابت |

این شما هستین که راه حل رو انتخاب می کنین پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 0:0


هنگامی که ناسا برنامه ی فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد با مشکل کوچکی روبرو شد . آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای جاذبه کار نمی کنند ، جوهر خودکار به سمت پایین جریان نمی یابد و روی سطح کاغذ نمی ریزد.  برای حل این مشکل آنها شرکت مشاورین اندرسون را انتخاب کردند . تحقیقات بیش از یک دهه طول کشید ، دوازده میلیون دلار صرف شد و در نهایت آنها خودکاری طراحی کردند که در محیط بدون جاذبه می نوشت زیر آب کار می کرد ، روی هر سطحی حتی کریستال می نوشت و در دمای زیر صفر تا سیصد درجه ی سانتیگراد کار می کرد ...

روس ها راه حل ساده تری داشتند ...
آنها از مداد استفاده کردند!!

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: مقالات از همه چیز | لینک ثابت |

چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 22:39
چه غم انگیز است !

وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت میجوشد و میخروشد و مینالد ، تو تشنه آتش باشی و نه تشنه آب.

و چشمه که خشکید، چشمه از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به آسمان رفت، و از آسمان آتش بارید و از زمین آتش روئید ، تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش !

و بعد عمری گداختن ، در غم نبودن کسی که تا بود ، از غم نبودن تو میگداخت !!

(کتاب کویر ، نوشته دکتر علی شریعتی)

نوشته شده توسط هادي افکار | موضوع: | لینک ثابت |

هری پاتر و قدیس های مرگبار (لینک دانلود متن فارسی) - 5 چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 18:6
اين هم فصل هاي 27 و 28 و 29 هري پاتر 7 (هري پاتر و قديس هاي مرگبار) ... اگر لينك ها كار نكرد حتما اطلاع بدين ...

دانلود فصل 27

                                       دانلود فصل 28

                                                                                دانلود فصل 29

 

توجه: اگه کسی از جریانات کتاب اطلاع داره  لطفا چیزی رو این جا لو نده تا مزه ی خوندن کتاب برای بقیه از بین نره ... ممنون

 

نوشته شده توسط حمزه موذن | موضوع: کتاب | لینک ثابت |

حساسيت خودرو به بستني وانيلي !! چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 1:25

بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد:

اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي،
خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورلت پونتياك خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است.
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟

مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد! مهندس جوان و جوياي راه حل، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني
شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد!

نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه
ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار (
Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مس